نوشتن سنگ مزار
براي شخص متوفي تاريخي بس ديرين و قديمي دارد .در ازمنه ي قديم متون نقر شده
برروي سنگ مزارها كه گاهي به اشكال نيز
مزين مي گرديدند در اكثريت قريب به اتفاق ملت ها مرسوم بودند . سنگ قبور به يادگار
مانده كه گاهي زينت بخش بعضي از موزه ها ي امروزي نيز هستند خود گواه محكمي مي
توانند باشند .
كم نيستند كساني كه امروزه با توجه به
عدم اقبال عمومي نسبت به شعر معاصرين، سخن از انحطاط و ركود شعر معاصر و انقراض
بزرگان سخن ميرانند. و اگر از لحاظ ارقام و آماري اين ادعا را بررسي كنيم ممكن
است این امر بر ما مشتبه شود ولي ريشهيابي و بررسي دقيق اين مسئله ابزارهاي
ديگري، صرف نظر از اعداد و ارقام ميطلبد.
در اينكه امروزه شعر معاصران كمتر با
استقبال عمومي مواجه ميشود و كتابهاي شعر برغم تيراژ پایين در قفسه كتابفروشيها
خاك ميخورد حرفي نيست. ولي آيا علت اين امر فقر و مسكنت تئوريك و ضعف تكنيكي
شاعران است يا پارامترهاي ديگري در اين امر دخالت دارند؟
انديشه
و تدبير تدوين واژه نامه آذربايجاني به فارسي، انديشه اي مربوط به سالها پيش است.
اين تدبير كه تبعاً از نياز مبرم جامعه فرهنگي ما به وجود اين واژه نامه ناشي مي
شد، هنگامي به مرحله عمل نزديك گشت كه، نگارنده در سالهاي 44 و 45 در رابطه با
انتشار كتابچه «مباني دستور زبان آذربايجاني»، پيامها و نامه هاي محبت آميز بسياري
از علاقه مندان و مشتاقان به آموزش و شناخت زبان و فرهنگ و ادب آذربايجان دريافت
داشتم. در اين پيامها و نامه ها، ضمن قدرشناسي از انتشار كتابچه، عموماً يك مسئله،
مسئله تدوين واژه نامه ئي بر روال و اسلوب آوائي به كار رفته در همان دستور زبان
كه بتواند شامل واژه ها و اصطلاحات رايج در زبان آذربايجاني بوده و پاسخگوي
نيازهاي خواستاران باشد، پيش كشيده مي شد.
واژه نمايش ترجمهء
يونانی Drama و
theater,فرانسوی
است که در فرهنگ معين چنين معنا شده است: 1- محلی که در آن نمايش
می دهند؛ تماشاخانه، 2- يکی از هنرهای ترکيبی که تلفيقی از هنرهای معماري، حجاري،
نقاشي، ادبيات و موسيقی است و آن نمايش دادن سرگذشتها، حالات و احساسات افراد و
جوامع در صحنهء نمايش است و آن نمايش دادن سرگذشتها، حالات و احساسات افراد و
جوامع در صحنه نمايش است. در کتاب نمايش جلد اول، صفحه 290 ، در مقابل کلمه نمايش
آمده است: اصل يونانی اين اصطلاح Dramaبه معنای کاری است که انجام می شود، يا
عملی که روی می دهد . به همين سبب، در يونان کهن عملی را که روی صحنه در برابر چشم
تماشاگران روی می داد- دراما- که معادل نمايش در فارسی است – می گفتند.
در سال 201 هجري قمري مطابق
با 817-816 ميلادي قيامي به رهبري بابك ترك كه به نوشته «ابن نديم» در «الفهرست» زبانش
در « فارسي پيچيدگي»1 داشت و نمي توانست « فارسي روان»2 حرف بزند در دوسوي رودخانه
ارس در گرفت كه به گفته « عبدالقاهر بغدادي» (متوفي 429 هجري) در كتاب «الفرق بين الفرق»
، « تا سيصد هزار [نفر بر بابك] فراهم آمده» بودند3 و او حدود بيست و دو سال لرزه
بر اندام چهار ستون خلافت عباسي افكنده بود.
بو گون سحر چاغی داها
چوخ فولکلور مایه لرینده چالیشان ادبی دوستوموز علی برازنده واسطه سی ایله
ائشیتدیم کی گویا دونن طنز شاعیریمیز حمید آرش آزاد تاسف له دونیاسین دیشمیشدیر.
خبر طبیعی اولسادا؛ نه ایسه آجی و اورک یاندیریجی بیر خبر ایدی. نییه کی آرش له منیم
نئجه دئییرلر بیر وجه مشترکیمیز وار ایدی. اودا آذربایجان ادبیاتی اوزره چالیشیردی
من ده. آنجاق او ایشین یار – یاریمچیلیق قویوب بیزی ایسه اوز تک لییمیزه
بوراخمیشدیر!
چند روز قبل هدیه ای
به توسط دوستی بزرگوار به رسم یادگاری دریافت کردم . این هدیه ارزشمند کتابی بود
که در مورد " زندگی نامه و خدمات علمی و فرهنگی مرحوم میرزا جعفر سلطان
القرایی " به توسط انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در سال 89 منتشر شده است . در
ابتدا با ولع تمام به مطالعه کتاب پرداختم . با خود می گفتم حتما در این کتاب نا گفته
های زیادی در حق مرحوم سلطان القرایی خواهم یافت .
شادروان حاج میرزا رسول صدقیانی یکی از معتمدان ؛ مردان خیر و
قضات خوشنامی بود که با بذل سرمایه و جان خود رمقی نو به انقلاب مشروطه و مجاهدان
جان برکف آن داد . متاسفانه بعد از گذشت بیش از 87 سال از وفات آن مرحوم هنوز
مقاله ای جامع یا یادداشتی مستقل که در خور توجه باشد در مقام این مرد نیکنام
نوشته نشده است و امید می رود این یادداشت اندک ؛ فتح بابی باشد برای دوستداران
تاریخ معاصر که وظیفه خود را در قبال بزرگانی از این طیف ادا نمایند.مطمنا نوشتن و
یا تحریر مقاله یا یادداشتی در حق این چنین مردانی همیشه باعث افتخار خواهد بود.