|
علم
انساب و شجرهنامه شناسی یکی از شاخههای تاریخ نگاری محلی میباشد که از گذشته
دور در کشور ما وجود داشته است. و علما و دانشمندان
زیادی از طریق روشهای خاص خود سعی نمودهاند که تاریخچه و شرح حال خاندانهای
مختلف را شناسایی و به رشته تحریر در آورند. این رشته بعدها تطورات یافت و به شاخههای
متعددی مانند: علم انساب که در بردارنده نسب قبایل و سلسلههای محلی است، علم حدیث
که در برگیرنده زندگینامه محدثان است، مزارات که در خصوص مدفن بزرگان است، تذکرهها
و ... تقسیم گشت.
شجرهها و
انساب قدیمی، بمثابه جریانی پویا در گسترده تاریخند که با معروفی چهرههای برجسته
فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در مقاطع مختلف، توانستهاند، ردپائی را در گذشت قهرآمیز
زمان بر جای گذاشته و سنت دیرینه آن را که همانا به فراموشی سپردن است، بشکنند.
شاید مهمترین ویژگی شخصیتهای برجسته در قرون و اعصار این بوده که آنان برخلاف
مردم عامی که از محیط تأثیری میپذیرند، همواره با علم و تدبیر و هنر و مجاهدت
خویش، محیط را متأثر ساختهاند و آینه زمان نیز، نام و یادی از آنان به نسلهای آتی
منعکس نموده است. هر چند که همه انساب صاحب نام در تاریخ، دوام نیافته و در برههای
دچار انحطاط و زوال گردیدهاند، ولی برخی از آنها علیرغم حوادث و تحولات اجتماعی
تاکنون دوام یافتهاند. مضافاً افرادی بنام نَساب در تاریخ بودهاند که اهتمام
وافری در حفظ سلسله نسب افراد داشته و کار نسبنامه نویسی را تا حدود زیادی آسان
نمودهاند. سادات طباطبائی، در هر کجا
که هستند، همگی از اعقاب ابراهیم بن اسمعیل الدیباج بن ابراهیم الغمر بن الحسین
المثنی بن الامام ابی محمدالحسن بن علی بن ابیطالب، علیهمالسلام، معروف به
ابراهیم طباطبائی و یا ابراهیم طباطبا میباشند.
اعقاب امام
مجتبی (ع)، تنها از طریق دو فرزندشان باقی ماندهاند: 1- زید بن حسن. 2- حسن بن
حسن معروف به حسن مثنی. و اعقاب حسن بن حسن از پنج
شعبه انشعاب یافتهاند:
1- بیت
عبدالله المحض. 2- بیت حسن مثلت. 3- بیت جعفربن الحسن.4- بیت داود بن الحسن. 5-
بیت ابراهیم الغمر.
و اعقاب
ابراهیم غمر، تنها از طریق اسمعیل دیباج، در سه شعبه، باقی ماندهاند.
1- بیت آل
معیه، که از اولاد ابوالقاسم علی بن الحسن بن اسمعیل الدیباج، میباشند.
2- بیت آل
التج، که از اعقاب ابوجعفر محمدبن الحسین بن الحسن بن اسمعیل الدیباج، هستند.
3- بیت آل
طباطبا، که از اعقاب ابراهیم بن اسمعیل الدیباج میباشند.
و آل طباطبا
نیز، به سه دسته تقسیم میشوند
1- آل القاسم
الرسی بن طباطبا 2- آل الحسن بن طباطبا و 3- آل ابن عبدالله السیدا محمدالرئیس بن
طباطبا.
اکثر سادات
طباطبا موجود در ایران خصوصاً سادات تبریز، بروجرد، اصفهان، یزد، قم، کاشان، نطنز،
نائین، اردستان و زواره از احفاد وی میباشند.
سادات
آذربایجان
آنچه معلوم
است یک دسته از این سادات در موقع هجوم مغول و دستهای قبل از هجوم مغول به
آذربایجان مهاجرت کردهاند و دستههای مهمی را در آنجا تشکیل دادهاند که از آن
دسته است:
1- طایفه
میرعبدالغفار یا وهابیه
میرعبدالغفار
طباطبائی جد گروهی از سادات طباطبائی تبریز، در هنگام یورش مغولها به زوار و به
نقل دیگر در روزگار امیرتیمور گورکانی این دیار را به قصد اقامت در تبریز ترک نمود
و در این شهر توقف اختیار کرد. میرعبدالغفار طباطبائی در دستگاه سلسله آققویونلو
به سمت قضاوت مشغول بود و مقام شیخ الاسلامی نیز در تبریز به نامبرده اختصاص داشت.
میرعبدالوهاب
فرزند میرعبدالغفار که جد سادات طباطبائی تبریز است و میرعبدالباقی فرزند
میرعبدالوهاب است که جد یوسف شاه بن حسن پادشاه است.
2- طایفه
میرشاهمیر
میرعلیاکبر
از احفاد میرعبدالوهاب بود، مردی عالم ، مقتدر و صاحب تألیفاتی بوده است. از جمله
تألیفاتش: رسالهای در تعیین قبله شرعی، حاشیه بر شرح شمسیه، حاشیهای بر حاشیه
ملاعبدالله یزدی میباشد.
3- طایفه
میرزا صدرالدین صدر
این طایفه نیز
به همان طایفه وهابیه متصل میباشد و معروفند به طایفه میرزا صدرالدین محمد که
مردی عالم و ریاضی دان بوده و حاشیهای برخلاصه حساب شیخ بهائی نوشته است.
4- طایفه حاجی
میرزا کاظم وکیل الرعایا
حاجی میرزا
کاظم وکیل الرعایا بن میرزا عبدالوهاب الشهیر به میرزا پاشای وکیل الرعایا بن حاجی
میرزا جعفر وکیل الرعایا بن میرزا عبدالوهاب وکیل مالیات بن حاجی میرزا محمدعلی
وکیل مالیات بن میرزا صدرالدین محمد وکیل مالیات بن میرزا صدرالدین محمد وکیل
مالیات بن میرزا صدرالدین بن میرزا مجدالدین بن سید عمادالدین امیرحاج بن سید
فخرالدین حسن بن سید کمال الدین محمد بن سید حسین بن شهاب الدین علی بن عمادالدین
علی بن سید احمد بن سید عماد بن عمادالدین علی بن محمد بن سید احمد بن محمدالاصغر
بن سید احمد بن سید ابراهیم طباطبا و عده آنان نیز زیاد و بزرگان و علمائی از میان
این طایفه برخاستهاند و هر یک تیره و طایفهای را در آذربایجان تشکیل دادهاند.
شجره
خاندان طباطبایی دیبا
شجرهنامه
خانواده طباطبائی دیبا،، شاخهئی از طباطبائیهای تبریز میباشد که شیخ جواد
شریعت، خزانهدار حضرت عبدالعظیم (ع) در سال 1365، به دستور حاج ناصرالسلطنه پسر
میرزا رفیع نظام العلماء تنظیم گردیده است.
سرلشکر محسن
دیبا به سال 1330 ش با ذکر شرححال اولاد «میرزا علیاصغر مستوفی»، شجره خانواده
خود را تکمیل نموده، و در سال 1352 به همت رضا طباطبائی دیبا با مقدمه سعدی
طباطبائی دیبا بصورت مجلدی در اختیار و علاقمندان قرار گرفته است. نظر به اهمیت
این شجرهنامه که به صورت مبسوط جمعآوری شده و هم اکنون در دسترس عموم نمیباشد،
اقدام به عین رساله در مجله و زین پیام بهارستان شد.
شجرهنامه خاندان طباطبایی دبیا
مختصر شرححال سلسله طباطبائی دیبا
شجرة خانوادة
طباطبائی دیبا در 32 پشت به امام حسن مجتبی علیهالسلام میرسد، آن حضرت در
پانزدهم رمضان سال سوم هجرت متولد گردید و در بیست و هشتم ماه صفر سال پنجاه هجرت
به شهادت رسیده است.
چون حضرت حسن
مثنی علیهالسلام ابن امام حسن مجتبی (ع) از دختر امام حسین علیهالسلام دارای
چهار اولاد ذکور بوده از اینرو سلسله طباطبائی دیبا هم حسنی و هم حسینی میباشند
نام طباطبائی
– یکی از اولاد ذکور حضرت حسن مثنی (ع) بهنام جناب ابراهیم مکنی به ابی حسن است
که در حبس منصور خلیفه عباسی در سال 145 هجری در سن 67 سالگی وفات نموده و آن حضرت
را سه پسر بود که یکی از آنها جناب اسمعیل طباطبا است که دارای پسری بنام ابراهیم
طباطبا بوده، (اول کسی است که ملقب به طباطبا شده)، نسب سادات طباطبائی به این
جناب می رسد.
مبداء کلمة
دیبا:
چون یکی از
اجدا خانواده بنام حضرت میر اسمعیل (جدّ بیست و یکم از امام حسن مجتبی) همیشه
زربفت حریری میپوشید، بدین سبب به اسمعیل دیباج مشهور بود در یک جمع خانوادگی (به
سال 1313 خورشیدی) نام دیبا (با حذف ج، انتخاب و بعد از کلمه طباطبائی بنام
خانواده اضافه گردید.
توضیح: اکنون
عدهای از افراد خانواده دارای شناسنامه دیبا و عدهای شناسنامه طباطبائی دیبا میباشند.
جدّ
اعلای خانواده طباطبایی دیبا
جدّ اعلای این
خانواده حاج میرزا علیاصغر مستوفی پسر میرزا رفیع بن میر ابیطالب وزیر بوده که
نسبت آن بزرگوار در 32 پشت مشروح به حضرت محمد رسول اکرم (ص) و حضرت امام حسن
مجتبی (ع) میرسد.
حضرت محمّد
رسول اکرم (ص) مولای متقیان علی (ع) و امام حسن مُجتبی (ع)
حسن مثنّی
1. ابراهیم
ابیحسن
19. امیر عبدالوهاب
2. اسماعیل
طباطبا
20. میر علیاکبر شاهمیر
3. ابراهیم
طبا
21. میر اسعمعیل دیباج
4.
احمد
22. میرمحمد مجدالدین
5. محمد
الاصغر
23. میرمحمد صدرالدین
6. میر احمد
ابوعبدالله
24. میرفتاح
7. میرمحمد
ابوالحسن
25. میر رفیع میرطلب
8. میر علی
عمادالدین
26. میر علیاکبر
9.
میرآباد
27. میرمحمد سعید
10.
میرعماد
28. میر سلیم نایبالصدر
11.
میراحمد
29. میر ابیطالب وزیر
12. میر علی
عمادالدّین
30. میرزا رفیع
13. میر علی
شهابالدین
31. حاج میرزا علیاصغر مستوفی
14. میرحسن
15 میرمحمّد
کمالالدین
16. میر حسن
فخرالدین
17. میر
عمادالدین امیر حاج
18. میر جلیل
امیر عبدالغفار
حاج
میرزا علیاصغر مستوفی
شرححال چهار اولاد ذکور حاج میرزا علیاصغر جّد اعلای خانواده طباطبایی دیبا
به ترتیب تاریخ تولد.
1- حاج سید
محمد رفیع ملقب به نظامالعلماء
نظامالعلماء
فرزند ارشد حاج میرزا علیاصغر در تاریخ سال1250 قمری در شهر تبریز پا به عرصه
وجود نهاد. پس از اتمام تحصیلات و تکمیل معلومات نزد علماء زمان خود در سلک
دانشمندان و علماء طراز اول عصر خود درآمد. نظر به عشق وافر و علاقه زاید الوصفی
که با شاعه فرهنگ و کسب دانش داشته، همیشه محضرش مورد استفاده اهل علم بوده، این
بزرگوار چون در مسائل اداری و سیاسی نیز تجربه و تبحر داشته (کتبی در این مورد به
رشته تحریر درآورده)، همواره مورد مشورت اولیاء امور دولتی قرار میگرفته، مناظرات
این سید جلیلالقدر و دانشمند در مجلس ولیعهد در تبریز با سید علی باب مشهور است.
(رجوع شود به کتاب شیخیگری و بابیگری از نظر فلسفه و تاریخ و اجتماع به قلم
استاد دانشمند آقای مرتضی مدرس چهاردهی از انتشارات کتابفروشی فروغی تهران نقل از
شماره هفتم مجلة وحید نوشته ابوالفضل آلبویه درباره گوشهای از زندگانی خاندان
دیبا) نظامالعلماء
با دختر امینالوزاره تبریزی به نام حاجیه زیور خانم ازدواج نموده و دارای هفت پسر
و سه دختر بوده که نام هر یک از آنها با شرح حالشان در عداد اولاد آن مرحوم ذکر
گردیده. این دانشمند در دوران حیات خود مبادرت به تحریر کتب و رسالات عدیده در
موضوعهای مختلف نموده که متأسفانه به مرور زمان تعداد زیادی از آنها از بین رفته
و تعداد قلیلی در دسترس میباشد که نام عدهای از آنها در این مجموعه یادآوری میگردد.
وفاتش در سال
1327 قمری و به 77 سالگی در قریه نعمتآباد در فرسنگی تبریز اتفاق افتاده و مدفنش
در آرامگاه خانوادگی در حضرت معصومه قم است.
نام کتب و
رسالانی که شادروان نظامالعلماء در دوران حیات به رشته تحریر درآورده:
1- ترجمة
الادب فارسی در صرف و نحو2- تحفةالامثال؛ 3- لؤلوةالبحار؛ 4- حقیقتالامر در بیان
مسئله لاجبر و لاتفویض؛ 5- رساله در علم عروض؛ 6- کنوز السعاده در رموز الشهاده
عربی؛ 7- مفاتیح الکنوز فارسی در مراثی و اسرار شهادت؛ 8- مصباح الانوار در توحید
و بیان معاد جسمانی؛ 9- سرّ الشهاده؛ 10- مقالات نظامیه؛ 11- فتوحات نظامیه؛ 12-
سفرنامه غروی؛ 13- تحفه خاقانیه در بیان حدود و حقوق سلطنت و رعیت؛ 14- انیس
الادباء و سمیر السعداء مشتمل به مطالب متفرقه که در سبک کشکول است؛ 15- کتاب حقوق
و دول و ملل؛ 16- آداب الملوک در شرح دستورالعمل جناب امیر به محمدبن ابیبکر وقتی
که به حکومت میفرستاد. 17- سفرنامه رضوی مجموعه زیارت امام رضا (ع) و حضرت
معصومه(س) ؛ 18- مجمع الفضائل در ذکر مناقب و فضائل جناب امیر(ع)؛ 19- اربعین
مختصر مشتمل به چهل حدیث مختصر؛ 20- اربعین مفصل مشتمل به چهل حدیث مفصل؛ 21-
سفرنامه رضوی؛ 22- دیوان قصاید و اشعار عربی و فارسی در مدائح و مراثی؛ 23- فواید
نظامیه؛ 24- لب الحساب؛ 25- حقوق نظامیه؛ 26- مجالس نظامیه؛ 27- تذکره علویه و 28-
وسیلة الزائرین
سید
اسدالله خان ملقب به ناظمالدوله
سید اسدالله
خان ملقب به ناظمالدوله فرزند حاج میرزا علیاصغر مستوفی در سال 1252 قمری در
تبریز پا به عرصه وجود نهاد. پس از اتمام تحصیلات مقدماتی با فرصتهایی که در آن
زمان به دست آمد، در کشورهای اروپایی به خصوص روسیه ترکیه مبادرت به تکمیل تحصیلات
و ادبیات و زبانهای خارجه نمود. در عهد ناصرالدینشاه
هنگامی که میرزا عبدالرحیم قائم مقام در پطرسبوغ وزیر مختار بود، به سمت نایب اول
سفارت منصوب بعداً سر کنسول ایران در تفلیس گردیده و سپس با سمت وزیر مختاری در
پطرسبوغ مشغول خدمت گردید. چندی بعد کارگذار آذربایجان شد، بعداً حکمران اردبیل و
مشکین و سپس سفیرکبیر دولت شاهنشاهی در استانبول گردید. در عهد مظفرالدینشاه
یکبار حاکم تهران و سپس استاندار فارس شد و چندی بعد به وزارت دادگستری منصوب
گردید. [سید
اسدالله] با سیده حاجی بگمخانم (مرحومه) دختر مرحوم حاج سید مهدی قاضی معروف
تبریزی ازدواج نموده و چهار پسر: حسین، رضا، حسن و یحیی و سه دختر آسیه سلطان (قدس
الدوله)، زیبا (کشورالدوله) و عفت خانم داشته. وفاتش به سال 1319 قمری در
رستمآباد (قریه) تهران در سن 67 سالگی اتفاق افتاد و در آرامگاه خانوادگی در قم
به خاک سپرده شد.
سید
محمود خان علاءالملک
سید محمود خان
علاءالملک فرزند حاج میرزا علیاصغر مستوفی در سال 1261 قمری در شهر تبریز تولد
یافت و تحصیلات مقدماتی و ادبیات فارسی و صرف و نحو عربی را در تبریز فراگرفت. از
آن پس برای ادامه تحصیل به روسیه رفت و در شهر تفلیس زبان روسی و فرانسه را آموخت.
پس از بازگشت از روسیه به آذربایجان، وارد خدمت دولتی شد و در دیوانخانه تبریز
مشغول کار گردید. پس از چند سال به تهران مسافرت کرد و در دوره اول وزارت میرزا
سعیدخان مؤتمنالملک (حدود سال 1286 قمری) در وزارت امور خارجه مشغول خدمت
گردید و چند ماه مأمور تفلیس شد. در بازگشت به ایران لقب «وکیل دفتر» گرفت و برای
انجام مأموریت موقت چند ماه عازم لندن شد. و پیش از نخستین سفر ناصرالدینشاه به
اروپا به کنسولی حاجی ترخان- (روسیه) منصوب گردید و چندی بعد مأمور تفلیس شد و بعد
از چند سال خدمت به مقام سر کنسولی ایران در تفلیس ارتقاء یافت، بیش از شش سال در
این مقام بود. از آن پس به مُستشاری سفارت ایران در روسیه مأمور شد و در سال 1305
به مقام وزیر مختاری نائل آمده. در موقعیت دشوار آن زمان در دربار تزار روسیه با
هوشیاری وظیفه خود را به نحو احسن انجام داد و پذیرایی شکوهمند از ناصرالدین شاه
را در روسیه (سفر سوم شاه به اروپا) فراهم کرد.
در سال 1309
قمری از طرف شاه لقب علاءالملک، فرمان و نشان همایونی گرفت و در دوره مأموریت خود
گزارشهای مبسوطی به مراکز ارسال داشت و در بهبود مناسبات دو دولت و رفع سوء تفاهم
بین دولتین کوشش بسیار کرد. سپس سفیرکبیر ایران در
دربار عثمانی بود (سال 1316). بعد حاکم کرمان و مکران شد. و در دوره مشروطیت به
حکومت اصفهان منصوب گشت. بعداً دوبار عهدهدار وزارت دادگستری بودند و بعد وزیر
فرهنگ شدند. علاءالملک علاوه بر نشانهای داخلی و خارجی شمشیر مُرصّع درجه اول
داشته و آجودان مخصوص همایونی بودهاند.
یکی از صفات
علاءالملک بذل همت در تربیت و ترقی اشخاص بوده که زیر دست وی به خدمات دولتی
مشغول بودهاند از جمله میرزا رضاخان پرنس ارفعالدوله دانش و میرزا اسحقخان مفخمالدوله
و میرزا اسمعیل خان ممتازالدوله رئیس سابق مجلس شورای ملی از تربیت یافتگان ایشان
بودهاند. علاء الملک از دو عیال خود به ترتیب
مرحومه ماهی خانم دختر بیگلربیگی تبریز دو پسر و چهار دختر و از مرحومه بیبیخانم
دختر میرزا اصغرخان یک پسر و دو دختر به شرح:
جواد،
سیدمحسن (سرلشگر دیبا)، دکتر احمد دیبا، زهرا سلطان خانم، رباب سلطانخانم، مرضیه
خانم (احتجاب الدوله) و ماه تاج و (منورالسلطنه) و شمش السادات و افسر السادات
بوده است. علاءالملک
به سال 1344 قمری به 83 سالگی در شهر تهران وفات نمود و در آرامگاه خانوادگی در قم
دفن گردیدند.
سید فضلالله خان ملقب به وکیلالملک
سید فضلالله
خان ملقب به وکیل الملک فرزند حاج میرزا علیاصغر مستوفی به سال 1263 قمری در شهر
تبریز پا به عرصه وجود نهاد. تحصیلات مقدماتی و ادبیات فارسی و صرف و نحو عربی را
در تبریز فرا گرفته، چندی بعد منشی حضور ولایتعهد مظفرالدینشاه گردید. سپس به
حکمرانی اردبیل و مشکین برگزیده شد. بعداً وزیر رسائل خاصه و انشاء حضور همایون
شد. سپس وزیر دارالشورای کبرا گردید. بعداً به وزارت تجارت منصوب گردید. وی
دارای نشان درجه اول با حمایل سبز و تمثال مکلّل به الماس درجه اول و جبه و شمشیر
مرصع و عصای مرصع بوده است. وکیلالملک از دو عیال خود
خاور بهجت الدوله، دختر حاج میرزا محمدعلی تاجر معروف تبریز چهار پسر و هفت دختر
به ترتیب ابوالفتح (حشمتالدوله)، عبدالحسین (وکیل الملک)، ابوطالب و غلامعلی، ماه
طلعت (مرحمت السلطنه)، قمر (رفعت الدوله)، گوهر تاج، مهپاره ، رخساره و ،
کوکب (عظمت السلطنه)، دوالیه (قدس السلطنه) و از حاجیه ملک تاج خانم نجمالسلطنه،
دختر فیروز میرزا فرمانفرما پسری به نام ابوالحسن ثقةالدوله بود. وفات
آن وی به سال 1320 قمری در قصبه مرند ده فرسنگی شهر تبریز در سن 57 سالگی اتفاق
افتاد و در کربلای معلا به خاک سپرده شد.
شرححال ده نفر اولاد ذکور و اناث حاج
سیدمحمد رفیع نظامالعلماء
1- حاج سید
نصرالله ناصرالسلطنه
به سال 1281
قمری در شهر تبریز پا به عرصه وجود نهاد. پس از تکمیل تحصیلات خود در تبریز به سمت
منشی حضور ولیعهد مظفرالدین میرزا برگزیده شد. سپس ریاست خالصهجات آذربایجان را
به عهده گرفت و چندی بعد رئیس کل خالصه ایران شد مدتی بعد به وزارت خزانه منصوب
گردید. هنگامی که مظفرالدین شاه عازم فرنگستان بود در رکاب همایونی به اروپا رفت.
در دوران خدمت موفق به دریافت نشانهای عالی از دول خارجی و همچنین نشان تمثال
همایونی و نشان قدس با حمایل آبی و سر دوشی الماس درجه اول کشور گردید. دو
همسر انتخاب نمود، اولی سلطان سعادت الدوله، دختر میرزا شفیعخان ساعدالملک شاه
میر تبریزی، دومی ماه تابان خانم قمرالسلطنه، دختر معینالسلطنه. دارای دوازده
اولاد پنج پسر و هفت دختر به شرح زیر:
رضا
(معظمالدوله)، حسین منتظمالسلطنه، نظام الدین (شاهمیر)، هماخانم افخمالسلطنه،
رخشنده خانم (ضیاء السلطنه)، نصرت عظمی خانم (نصرت عظمی)، عزت خانم (عزتالسلطنه)،
امیرناصر، معزالدین، ملکهخانم، آرزین دخت خانم، شیرین دخت خانم بوده است. وفاتش
به سال 1351 قمری به سن هشتاد سالگی در تهران اتفاق افتاد و مدفنش مقبره خانوادگی
در قم میباشد.
2- سید
اسماعیل اغراز السلطنه
به سال 1285
قمری در شهر تبریز پا به عرصه وجود نهاد. تحصیلات خود را در شهر پطرسبوغ روسیه و
استانبول به اتمام رساند. بدواً با سمت نایب اولی در سفارت ایران پطرسبوغ انجام
وظیفه نموده و بعداً به سمت سرکنسول ایران در استانبول منصوب و سپس به مقام
مستشاری سفارت ایران در استانبول رسیده، چندی بعد رئیس عدلیه فارس گردید و بعداً به
مقام معاونت استانداری فارس نایل شد. وی که فرد تحصیل کرده و خوشخط بوده و به
زبان فرانسه تسلط کامل داشته و نشانهایی از خارجه و داخله دریافت داشته و دارای
جبه مرصع و حمایل سبز بوده از همسری به نام سیده آسیه سلطان خانم (قدسالدوله)
دختر اسدالله خان ناظمالدوله دو دختر به نام منیره خانم (منیرالدوله) و مقبوله
خانم (زینتالدوله عروس حاج محتشم السلطنه اسفندیاری). وفاتش به سال 1312 قمری در
سن 35 سالگی و مدفنش در حضرت معصومه قم، مقبره خانوادگی است.
3- حاج سید
فتحالله سعیدالسلطنه
به سال 1288
قمری در شهر تبریز پا به عرصه وجود نهاد تحصیلات خود را در تبریز به اتمام رساند.
مشاغلی که در دوران عمر به عهده داشته به شرح زیر:
رئیس فوج مقدم
مراغه، رئیس فوج پیاده 9 خوی، معاون استانداری فارس معاون استانداری کرمان و
بلوچستان، ریاست نظمیه تهران، حاکم تهران و بالاخره معاون وزارت تجارت گردیده و
دارای نشان امیر تومانی و سرداری بوده است.
از همسری به
نام سیده مرضیه خانم احتجابالدوله دختر محمودخان علاءالملک عموی خود دارای دو
پسر به نام ابراهیم و داود و یک دختر به نام جمیله بوده است. وفاتش به سال 1345
قمری و مدفنش در تهران وزاشیب میباشد.
4. حاج سید
عبدالعلی سیدالمحققین
به سال 1291
در شهر تبریز پا به عرصه وجود نهاد. تحصیلات مُقدماتی را در این شهر به اتمام
رساند، سپس عازم نجف اشرف گردید و نزد میرزای شیرازی (اعلیالله مقامه) به تکمیل
تحصیلات مبادرت نمود و به اخذ درجه اجتهاد نایل گردید. در مشروطیت ایران سهمی بسزا
داشته (رجوع شود به تاریخ مشروطیت ایران نوشته کسروی) در آغاز مشروطیت رئیس انجمن
ایالتی آذربایجان بوده و خدمات ارزنده نموده به همین سبب در ادوار چهار تا یازده
از طرف مردم آذربایجان به سمت نمایندگی ملت در مجلس شورای ملی منتخب شد. با تبحر و
اطلاعی که در امور دینی و قوانین اسلامی داشته، در ادوار نمایندگی ریاست کمیسیون
قوانین عدلیه در مجلس شورای ملی را عهدهدار بوده، خدمات شایانی در تدوین قوانین
مملکتی و تطبیق آن با مبانی دینی و اسلامی نموده، چندین بار نیابت مجلس شورای ملی
را عهدهدار بوده است. دارای پنج همسر و شش پسر و
هشت دختر به شرح زیر بوده:
نام پنج همسر:
گلینخانم، دختر حاج علی آقا مؤمن تاجر معروف تبریزی (از خانواده فروغ)، دختر حاج
علیآقا تاجر معروف تبریزی، نوه شمسی خانم خواهر نظام العلما.
سکینهخانم
(فخرالحاجیه)، دختر مرحوم حاج میرزا جواد مجتهد تبریزی، لیلیخانم، معصومهخانم،
ربابه خانم تزئینالسلطنه دختر مرحوم حاج دبیرالدوله رجالی.
نام پسران:
سید مرتضی، سید رضی، سیدرضا، سید فخرالدین، سید نظامالدین، سید پرویز.
نام دختران:
امینهخانم، بتول خانم، و الیهخانم، وجیههخانم، نیرالسادات خانم، سرورخانم، زینتالسادات
خانم، افتخارالسادات خانم.
وفاتش در سال
1355 قمری به سن شصت و چهارسالگی در شهر تهران و مدفنش مقبره خانوادگی در قم میباشد.
5. حاج سید
ابوالفضل دبیرالسلطنه
در سال 1292
قمری در شهر تبریز پا به عرضه وجود، نهاد تحصیلات خود را در تبریز با تمام رسانده،
دو بار به ریاست امنیه آذربایجان رسیده، مدتی حکومت سراب را به عهده داشته و زمانی
ریاست مالیه کرمان و بلوچستان را به عهده داشته، و دارای جبه مرصع بوده شخص پاکدل
و خوشصحبت و متواضع بوده و ایام زیادی از عمر خود را در کشاورزی و عمران و آبادی
املاک موروثی مصرف نموده. به شکار علاقه فراوان داشت.
از همسری به
نام خانم امیرزاده خانم، دختر محمدباقرخان اعتصامالدوله تبریزی سه پسر و دو دختر
به ترتیب هاشم، خسرو، حسین و اشرف و اکرم بوده، وفاتش در سال 1372 قمری به سن
هشتاد سالگی در شهر تهران (رستمآباد) اتفاق افتاده و مدفنش مقبره سرلشگر دیبا
واقع در قبرستان نو قم میباشد.
6. سید مهدی
(مهدیخان آذری مکرمالدوله) شعاعالدوله
فرزند حاج
نظامالعلما در سال 1296 قمری در شهر تبریز پا به عرصه وجود نهاد. پس از خاتمه
تحصیلات ابتدایی خود، عازم روسیه گشت و در مدرسه الکساندر وسکی کارتسکی – کورپوسی
(سن پطرزبورغ) مشغول تحصیل گردید. سپس برای ادامه تحصیلات نظامی خود عازم عثمانی
شد و در مدرسه حربیه استانبول به تحصیلات نظامی خود ادامه داد. (ایشان تحت سرپرستی
علاءالملک عموی خود که سفیر کبیر ایران در دربار عثمانی بودند، به اتفاق محسن
دیبا مشغول فراگرفتن تحصیلات نظامی بودند.) و با درجه نایب دویمی فارغالتحصیل
گردید و به ایران مراجعت کرد. در سال 1317 قمری وارد خدمت
وزارت امور خارجه شد و در اداره تفتیش، چهار ماه مشغول خدمت بود. بعداً عازم تبریز
گشت و جزء پیشخدمتهای مخصوص محمدعلی میرزا ولیعهد گردید. و ضمن اینکه مترجمی
ولیعهد را عهدهدار بود به ریاست فوج نهم خوی با درجه سرتیپی منصوب و به اخذ نشان
شیر و خورشید درجه اول مفتخر گردید و به مقام آجودانی همایونی ارتقاء یافت. در سال
1323 قمری هنگام مسافرت مظفرالدین شاه به اروپا، جزء متزمین رکاب بود و در پاریس
نیابت سفارت ایران را عهدهدار گردید.
مدتی مقام
کنسولی ایران را در باطوم «بادکوبه»، سپس سرکنسول در تفلیس بودند. و آخرین پست
ایشان وزیر مختار دولت شاهنشاهی ایران در کشور هلند بودند، (1336). وی علاوه بر
دارابودن نشان درجه یک علمی به اخذ نشانهای داخلی و خارجی نائل گردیده بودند. ایشان
علاقه وافر به نقاشی، موسیقی، ادبیات، باستانشناسی و جمعآوری اشیاء قدیمی داشته
است. و به زبانهای فرانسه- روسی- ترکی و آلمانی تکلم میکردند. مجموعه
بسیار نفیسی از شمایلهای مذهبی که در دوران حیات خود با ابتکار مخصوص به خود، سالها
در جمعآوری آنها صرف پول و دقت نموده بودند به موزه حضرت معصومه (علیهاالسلام)
هدیه نمودند. که این مجموعه بینظیر در موزه قم محفوظ است. به علاوه مجموعه نایاب
خطوط بینظیری از استادان معروف جمعآوری کرده، که اینک در موزه لنین گراد نگاهداری
میگردد. با ماه تاج منورالسلطنه، دختر علاءالملک
(عموی خود) ازدواج نموده و ثمره ازدواج دو پسر به نام سهراب، دیگری بهرام بوده
است. وفاتش به سال 1355 قمری در سن شصت و یک
سالگی در تهران اتفاق افتاد و در آرامگاه خانوادگی حضرت معصومه قم به خاک سپرده
شد.
7. سید
عبدالله سالار ارفع
در سال 1295
قمری در شهر تبریز پا به عرصه وجود نهاد. تحصیلات خود را در تبریز تکمیل نمود.
اولین سمتش ریاست فوج توپچی مقدم بود. چندی بعد سمت پیش خدمت مخصوص ولیعهد محمدعلی
میرزا نایل گردید. سپس به ریاست خالصهجات آذربایجان منصوب شد. و بعداً با سمتهای
رئیس امنیه آذربایجان، حکمران دهخوارقان، سلماس، خوی و حکمران اردبیل انجام خدمت
نمود. همسرش به نام سکینه خانم فخرالحاجیه، دختر حاجی میرزا جواد مجتهدی تبریزی
بود و از این همسر اولادی نداشت. (بعداً این خانم به عقد برادرش حاج سید المحققین
درآمد.) وفاتش در سال 1330 قمری در بیجار
کردستان به 35 سالگی و مدفنش شهر بیجار میباشد.
8. سیده
معصومه سلطان عظمت الدوله
در سال 1280
قمری در شهر تبریز متولد گردید. با حاجی میرزا جعفرخان مستوفی وثوقالملک، مالک
تبریزی (فرزند میرزا یوسف مستوفی پیشکار ولیعهد محمدعلی میرزا) ازدواج نمود. دارای
شش پسر و پنج دختر به اسامی مشروح بود:
حسینعلی(اعتمادالملک)،
حاج صالح (اعتصامالدوله)، حسینقلی، احمد،
عباس، عیسی، رقیه سلطان (افتخارالسلطنه)، بانو عظمی، زرین تاج (قمرالسلطنه)،
رخساره، ربابه. وفاتش به سال 1362 قمری در
82 سالگی اتفاق افتاد و مدفنش امامزاده سید حمزه تبریز میباشد.
9. حمیده دلآرام
در سال 1286
قمری در شهر تبریز پا به عرصه وجود نهاد. با سید فتحعلی خان وثوق السلطنه، شاهرخ
صاحب منصب عالیمرتبه توپخانه قشونی ایران ازدواج نمود. دارای دو پسر و چهار دختر
به نام: رضا، موسی، علویه خانم (کواکب السلطنه)، شمسالملوک، رفعتالملوک، تاجالملوک
بوده است. وفاتش به سال 1341 قمری در سن 55 سالگی
اتفاق افتاده و مدفنش در صحن حضرت معصومه قم میباشد.
10. سیده
راضیه رفعتالسلطنه
در سال 1308
قمری در شهر تبریز پا به عرصه وجود نهاد. با سرلشگر محسن دیبا فرزند علاءالملک
(پسر عموی خود) ازدواج نمود. دارای دو پسر و دو دختر به نام منصور، فریدون، رفعتالسادات
و فخرالسادات بود. در سال 1362 قمری به سن 54
سالگی در تهران وفات یافت. مدفنش در ایوان حرممطهر حضرت معصومه قم میباشد.
شرح حال نُه
نفر اولاد ذکور و اناث سید محمود علاءالملک
1. سید جواد
به سال 1285 قمری در شهر تبریز متولد گردید و در سال 1295 در شهر تفلیس وفات یافت
و در همان شهر به خاک سپرده شد.
2. سید محسن
ملقب به سردار مکرم، در سال 1301 قمری هنگامی که پدرش سرکنسول ایران در تفلیس بود،
در آن شهر پا به عرصه وجود نهاد. به مدت شش سال در مدرسه نظام موسوم به الکساندر
وسکی کارتسکی گوریوس واقع در شهر پطرزسبوغ تحصیل نمود. سپس مدت شش سال دیگر در
مدرسه حربیه اسلامبول به تکمیل تحصیلات نظامی پرداخت و به مدت یک سال نیز برای
مطالعات امور نظامی بدول مختلفه اروپا سفر کرد. پس از بازگشت به میهن ابتداء به
دیونریون قزاق داخل شد، ولی بعداً استعفاء نمود، در وزارت امور خارجه با پست رئیس
اداره مرموزات و ترجمه مشغول گردید. چندی بعد به ریاست فوج پیاده نهم خوی منصوب
شد. در زمان مشروطیت، شهربانی تبریز را تشکیل و خود به ریاست اداره مزبور برگزیده
شد. چندی بعد به ریاست اداره معادن نمک آذربایجان رسید. در دوره اول مجلس شورای
ملی به سمت نمایندگی مردم تبریز منتخب شد، ولی از این سمت استعفاء داد و حاکم شهر
تبریز و رئیس اداره شهربانی آذربایجان گردید. چندی بعد به ریاست اداره کل نظام
آذربایجان منصوب و در این سال بود به درجه سرتیپ دومی در دیونریون ارتقاء یافت.
هنگام متحدالشکل شدن ارتش ایران به سمت رئیس ارکان اداری لشکرهای آذربایجان و
بعداً به ریاست ستاد لشگرهای آذربایجان منصوب و در این سمت مدت ده سال تمام خدمت
نمود. چندی بعد در سمت مفتش درجه یک در اداره تفتیش مالی و مباشرتی ارتش خدمت و
مدت سه سال نیز در کمیسیون تحدید حدود ایران و ترکیه، نماینده ستاد ارتش ایران
بود. بعداً معاون اداره نظام وظیفه گردید. و سپس رئیس ناحیه یک و بعد رئیس رکن
چهارم و رکن دوم ستاد ارتش گردید. چندی بعد به معاونت دانشگاه جنگ برگزیده شد. و
بعد رئیس دادگاه تجدید نظر شماره یک دادرسی ارتش گردید. و سپس رئیس اداره توپخانه
ارتش شد. آخرین درجهاش درجه سرلشگری بود.
به زبانهای
فرانسه، آلمانی، روسی، ترکی اسلامبولی آشنایی داشت و از دول خارجه دارای نشانها
بوده و آجودان مخصوص همایونی و نشان و حمایل امیرتومانی و سرداری و سردوشی الماس
را نیز دارا بوده است.
دارای سه همسر
و سه پسر و سه دختر به شرح زیر:
از زهرا
پیرنیا، دختر میرزا نصرالله خان مشیرالدوله وزیر خارجه اولادی نداشت.
از معصومه
سلطان، دختر محمدخان پسری به نام مسعود از سیده راضیه رفعتالسلطنه دختر حاج نظامالعلماء،
دو پسر به نام سید منصور و سید فریدون و سه دختر به نام سیده رفعتالسادات، عزتالسادات
و سیده فخری میباشد. وفاتش در سال (24تیر) 1342
خوشیدی و به سن 81 سالگی در تهران اتفاق افتاد، مدفنش در آرامگاه خود که در زمانی
که در قید حیات بود تهیه کرده، در حضرت معصومه در قبرستان نو میباشد.
3. سید احمد،
در سال 1327 قمری در تهران پا به عرصه وجود نهاد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و
قسمتی از متوسطه در کالج آمریکایی تهران عازم پاریس گردید و بقیه تحصیلات متوسطه
را در آن شهر باتمام رسانده و وارد دانشگاه پاریس گردیده و درجه کترای عالی
دندانپزشکی را از دانشکده طب پاریس اخذ نمود. پس از مراجعت به میهن مدتی در وزارت
بهداری با سمتهای رئیس دندانپزشکی وزارت بهداری و معاونت وزارت بهداری خدمت نموده،
اینک به عنوان نماینده دولت شاهنشاهی ایران در سازمان بهداشت جهانی در ژنو خدمت مینماید. با
پوران دختر سرلشگر عبدالرضا خان افخمی ازدواج نموده و ثمره این ازدواج دو پسر به
نام سید محمود و امیرحسین و دو دختر هاله و ژاله میباشد.
4. سیده زهرا
سلطان به سال 1268 قمری در شهر تبریز متولد گردید. و در سال 1286 قمری در همان شهر
دار فانی را وداع گفت، مدفنش نیز شهر تبریز میباشد.
5. سیده رباب
سلطان به سال 1266 در شهر تبریز متولد گردید. و در سال 1284 در همان شهر دار فانی
را وداع نمود، مدفنش نیز شهر تبریز میباشد.
6. سیده مرضیه
احتجابالدوله به سال 1291 قمری در شهرحاجی طرخان هنگامی که پدرش علاءالملک در
تفلیس سرکنسول ایران بود، متولد گردید. با حاجی سید فتحالله سعید السلطنه پسر
عموی خود فرزند حاج نظامالعلماء ازدواج نمود و ثمره ازدواج دو پسر به نام ابراهیم
و داود و یک دختر به نام جمیله بود. خانم جمیله (دختر خانم
احتجابالدوله) به همسری سید ابراهیم معتضد السلطان پسر سید علی موثقالملک موثقی
درآمد و ثمره خانم اقدس موثقی میباشد.
وفاتش به سال
1343 قمری در شهر تهران و مدفنش در ایوان حضرت معصومه قم میباشد.
7. سیده ماه
تاج منورالسلطنه به سال 1301 قمری هنگامی که پدرش علاءالملک در تفلیس سرکنسول
ایران بود، متولد گردید. دوبار ازدواج کرد همسر اولش
سید مهدی شعاعالدوله (فرزند حاج نظامالعلماء- عموی خود)، ثمره این ازدواج دو
پسر به نام سهراب و بهرام بود. همسر دومش سید یحیی ناظم
الدوله پسر عموی خود سید اسدالله، ناظم الدوله فرزند حاج میرزا علیاصغر مستوفی که
شرححال و فرزندانش جداگانه در عداد اولاد ناظم الدوله نوشته شده است. وفاتش
به سال 1359 قمری به سن 58 سالگی در تهران در سر نماز اتفاق افتاد و مدفنش در
ایوان حضرت معصومه قم میباشد.
8. سیده زیبا
السادات، به سال 1324 قمری در تهران پا به عرصه وجود نهاده و تحصیلات متوسطه را در
این شهر به پایان رسانده است.
9. سیده فاطمه
افسر السادات، به سال 1333 قمری در تهران پا به عرصه وجود نهاده و دوران تحصیلات
متوسطه را در تهران به پایان رسانده، با ناصر صدری که چندین بار به نمایندگی مجلس
و اخیراً نیز استاندار فارس بودند.
شرح حال
چهار نفر اولاد ذکور و اناث اسدالله ناظمالدوله
1. سید یحیی
ناظمالدوله
در سال
1303 قمری در شهر تبریز پا به عرصه وجود نهاد. پس از اتمام تحصیلات در آن شهر و
تکمیل معلومات (در مسافرتهای عدیده که به خارجه نمود) به سمت منشی مظفرالدینشاه
برگزیده شد. یکبار ریاست اداره معادن نمک و دو بار ریاست مالیه آذربایجان را به
عهده گرفت. در زمان ولایتعهدی محمدحسن میرزا ولیعهد به ریاست کابینه ولیعهد منتصب
شد. در دوره 3 از طرف مردم آذربایجان به سمت نمایندگی مردم در مجلس منتخب گردید.
مدت یازده سال در مقام ریاست کابینه نخستوزیری در عهد سلطنت رضا خان بود. وفاتش
به سال 1359 قمری در سن 56 سالگی در تهران اتفاق افتاد و مدفنش در ایوان حضرت
معصومه قم میباشد.
2. سیده آسیه
سلطان (قدس الدوله)
در سال 1291
قمری در شهر تفلیس متولد گردید (هنگامی گه پدرش سرکنسول ایران در تفلیس بوده) با
اعزازالسلطنه فرزند حاج نظامالعلماء (پسر عموی خود) ازدواج نموده و صاحب دو دختر
به نام منیرالدوله، مقبوله (زینتالدوله) گردید.
3. سیده
زیبا کشورالدوله: در سال 1307 قمری در شهر تبریز متولد گردید، با سید سعید سراج
میرحاج ذکاءالدوله تبریزی ازدواج نمود و صاحب سه پسر دو دختر به نام: غلامرضا،
علیرضا و علاءالدین. اکرم، انور بوده. وفاتش به سال؟ در سن؟ سالگی و مدفنش در قم
میباشد.
4. مرحومه
سیده عفت خانم
در سال 1313
قمری در شهر تبریز متولد گردید و با سید ابوالحسن ثقةالدوله فرزند وکیلالملک
ازدواج نموده و دارای دو دختر به نام: هما و شهری بوده است.
وفاتش در سال
1367 قمر در 54 سالگی (موقع مسافرت از سوئیس به ایران در طیاره اتفاق افتاده) و
مدفنش در ایوان حضرت معصومه در قم میباشد.
شرح حال هفت
نفر اولاد ذکور و اناث سید افضلالله وکیلالملک
1. سید
ابوالفتح حشمتالدوله، به سال 1292 قمری در شهر تبریز پا به عرصه وجود نهاد. پس از
اتمام تحصیلات مقدماتی در تبریز و تکمیل تحصیلات در سن بنوا کالج ترکیه به سمت
رئیسدارالانشاء ولایتعهد و سپس خازن ولیعهد و چندی بعد رئیس دیوان تجارت
آذربایجان، رئیس صندوقخانه ولایتعهد، رئیس بار کردة جنسی آذربایجان، رئیس دفتر
مخصوص شاهنشاهی و خازن مهر سلطنتی، استاندار گیلان، وزیر جنگ، استاندار کرمان و
بلوچستان، وزیر کشور، استاندار خراسان، استاندار آذربایجان، سناتور انتسابی گردید.
دو همسر
انتخاب نموده: اولی سیده راضیه رفعتالسلطنه، دختر حاج نظامالعلماء که اولادی از
این همسر نداشت.
دومی سیده
آسیه سلطان، دختر ناظمالدوله که از این خانم دو دختر به نام اعظم و اقدس میباشد.
وفاتش به سال
1337 خورشیدی به سن 85 سالگی اتفاق افتاد و مدفنش نجف اشرف میباشد.
2. سید
عبدالحسین وکیلالملک
در سال
1306 قمری در شهر تبریز پا به عرصه وجود نهاد. تحصیلات مقدماتی را در ایران و
تحصیلات عالی را در پاریس باتمام رساند. اولین سمتش پیشخدمت حضور همایونی بود و
بعداً رئیس محاسبات سرکنسولی ایران در تفلیس گردید. سپس رئیس محاسبات خزانه شد.
چندی بعد کنسول ایران در باطوم گردید.
به اغلب زبانهای
اروپایی آشنایی کامل داشته و دارای نشان امیرتومانی و همچنین نشانی از دولت سوئد
بود. همسرش بلبل خانم، دختر آقاخان نخجوانی
بوده و یک پسر به نام پرویز داشته که آن هم فوت کرده. وفاتش به سال 1360 قمری در
سن پنجاه و چهار سالگی در شهر ملایر اتفاق افتاده و مدفنش نیز در شهر ملایر میباشد.
3. سید
ابوالحسن تقةالدوله
به سال
1313 قمری در تهران پا به عرصه وجود نهاد پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در ایران به
اروپا عزیمت نمود و مدرسه عالی تجارت نوشاتل در سوئیس و همچنین مدرسه سیاسی پاریس
را در رشته مالی و اقتصادی به اتمام رساند. هنگامی که به میهن مراجعت نمود به
ریاست اداره امتیازات نفت در وزارت دارایی منصوب گردید. چندی بعد معاون اداره
نظارت راهآهن شد، و مدتی ریاست اداره احصائیه وزارت اقتصاد ملی و همچنین معاونت
اداره مستقل کل تجارت را به عهده داشته. سالها قبل، از خدمات دولتی کناره گرفت و
خود مشغول کار آزاد گردید.
4. سیده ماه
طلعت مرحمتالسلطنه
به سال 1290
قمری در شهر تبریز پا به عرصه وجود نهاد. با سید صادق اجلالالملک پسر حاج
اعتضادالملک وکیلی ازدواج و ثمره آن دو پسر به نام ابوتراب امیرالملک و علاءالدین
و چهار دختر به نام بدرالسادات، شمسالسادات، اشرفالسادات و عصمتالسادات بود.
وفاتش به سال 1325 قمری در سن 35 سالگی در شهر تبریز اتفاق افتاد و مدفنش در
کربلای معلا میباشد.
5. سیده قمر
رفعتالدوله
به سال
1296 در شهر تبریز ما به عرصه وجود نهاد. با حمید میرزا عضدالدوله فرزند عینالدوله
ازدواج نمود. و ثمره ازدواج دو پسر و شش دختر به نام سعید میرزا، احمدمیرزا، رفعتالملوک،
رکنالملوک، سعیدالملوک ناهید، نجمالملوک، شمسالملوک، زرین دخت بود.
6. سیده کوکب
عظمتالسلطنه
به سال
1309 قمری در شهر تبریز پا به عرصه وجود نهاد. با دکتر محمدحسین لقمان ادهم لقمانالدوله
ازدواج نمود، ثمره ازدواج سه پسر و یک دختر به نام دکتر محمد، دکتر حسینعلی، دکتر
علیقلی و خانم قدس ایران میباشد.
7. سیده و
الیه قدس السلطنه
به سال
1310 قمری در شهر تبریز پا به عرصه وجود نهاد با محمدطاهر مقتدرالسلطنه، پسر
اعتماد دفتر تبریزی ازدواج نمود و اولادی ندارد.
بيننده: 836
Powered by AZCMS
|