اخیرا کتاب گرانقدر و نایاب دیدار همرزم ستارخان با مقدمه مبسوطی توسط رضا همراز در تبریز تجدید چاپ و مورد استقبال کم نظیر قاطبه کتاب خوان و علاقه مندان تاریخ معاصر بالخصوص تاریخ مشروطیت گردید . از طرفی نیز چندین نامه ؛ ایمیل و تلفن به جهت قدر شناسی به نگارنده ارسال گردیده که نشان از شعور ملت سرفراز دارد . از آنجا که شاید کتاب به دست بعضی ها نرسیده باشد برشی از مقدمه را تقدیم خوانندگان فاضل و بافرهنگ این سایت می نمائییم . امید آن داریم که مورد توجه واقع گردد.. .
نصرت الله فتحيمفتش تاریخمشروطیت
مرحوم نصرت الله فتحي (آتشباك) شاعر؛ محقق و نويسنده توانا و مجهول القدر اوراق كتابهاي زيادي از نوع تاريخ و ادبيات را با قلم توانا و گامهاي استوار خود در نورديده . اگر چه وي در كنار مورخان و شاعران هم دوره خود چندان كه بايد و شايد شناخته شده باشد نيست كه اين مي تواند از جهتي ناشي از گروش صادقانه وي به موطن خود آذربايجان بوده باشد چرا كه اكثريت قريب به اتفاق آثار و نوشتجات آن مرحوم در مورد تاريخ معاصر آذربايجان بوده است .
زنده ياد نصرت الله فتحي در سال 1293 در روستاي آتشباك( آتش به ی ) ديده به هستي گشود . پدرش مرحوم فتحعلي خان سيف الممالك ، سر تيپ فوج شقاقي و از ايلخانان بشمار مي رفت و به ملك داري و حكومت ولايات مشغول بود ؛ نياي او از زمره ي لشكر يانند كه در جنگهاي هرات شركت داشتند و به صفي الدين توشمال ، خان سالار و پيش غذاي شاهان صفوي ، مي پييوندند و اين همان كسي است كه به سبب ندادن دو هزارسوار به نادر شاه موردسخط و غضب شهريار افشار قرار گرفت .وي تحصيلات خويش را از مكتبخانه زادگاهش ( آتشبه ي – آتشباك ) واقع در نزديك يكي از ايستگاههاي راه آهن تبريز به تهران آغاز كرد و پس از در گذشت پدر به مراغه و تبريز رفته و در مدارس آنروزي طلبه وار به تحصيل مشغول و از محضر اساتيد صاحب نامي مانند مرحوم حاج ميرزا علي قلي واعظ دهخوارقاني صاحب اولين كتاب چاپ شده در مورد گفتار نياكان به زبان تركي با ناموطن ديلي – تركي مثل لرچاپ شده در سال 1294 شمسي و ديگران كسب فيض كرده سپس در شهرهاي ياد شده به تكميل دروس و معلومات خود پرداخته و سپس جهت خدمت به وزارت دارائي استخدام مي شود . در اين حين ايشان بعد از يك دوره كلاس قضائي را نيز طي مي كند .زنده یاد فتحی مدتی نیز رئیس گمرکات خراسان ؛ مهر آباد و جنوب گردیدند. بيشتر عمر وي در تحقيق و تتبع و مطالعه كتب گذشته و چنانكه نوشته اند وي در دوران بازنشستگي و ايام فراغت جز خواندن و نوشتن كار عمده اي نداشته . نوشته هاي زنده ياد فتحي اغلب ماجراهاي تاريخي بلخصوص تاريخ مشروطيت و يا شرح حال رجال برجسته مانند شهيد نيكنام ثقه الاسلام و ميرزا نور الله خان يكانيو ... نيز داستانها يا يادداشتهاي اجتماعي شيرين به روش نوولفرنگي ها بوده اند . قسمت عمده اين نوشتجات اگر چه طبع گشته اند ولي با كمال تاسف بايد گفت كه مقداري از آنها چاپ ناشده بوده و اكنون از طالع آنها بي خبريم .مرحوم فتحي كه با روزنامه هاي وقت همكاري نزديكي داشت منجملهنگين ، خواندنيها ؛ پيمان ( به صاحب امتيازي سيد احمد كسروي تبريزي ) و ... چندي نيز خود شخصا به اداره چندين روزنامه همت گماشت . روزنامه هاي تقدير و نيروي جوانرا به مسئوليت خود انتشار داده و در كنار اينها به تاليف نيز همت مي كرد . جمعي از نوشتجات صاحب ترجمه به ساير زبانها نيز ترجمه و مورد استقبالخاورشناسانو نويسندگان خارجي قرار گرفته و نيز مورد تقدير واقع شده اند .زنده ياد فتحي قريحه ي شعري نيز داشت و در شعر آتشباك تخلص داشت . اشعار چندي از وي به يادگار مانده است . مهمترين شعر وي نظيره اي است كه به حيدر بابايه سلام استاد زنده ياد شهريار سروده و در كتاب ((يادي از حيدربابا )) آمده است .
جهت آشنا شدن با طبع وي بد نيست بند هايي از اين منظومه را با هم بخوانيم .
شهريارا تعظيم
شهرياريم درد ديلون اوخودوم
درد لريوي درديم اوسته توخودوم
اوخودوقجا اويدوم ،اوچدوم ،يوخودوم
دئيير سن بس بو دونياده يوخودوم؟
وظيفه دور بيزه سن له ديلشمك
دشمنين له حكما گرك ديرشمك
-----------------
اشعارونلا من اوزومو تانيرديم
كلمه؛كلمه اوخويوردوم قانيرديم
اوره گيمين درد لريني سانيرديم
گئچه جكي يادا ساليب يانيرديم
ايسته ييرديم نامه يازام ائللره
قضا ايشي مني سالدي چوللره
---------------------
هامي گلدي بيزه كومك گلمه دي
هئچ اوزوموز بو دووره ده گولمه دي
كيمسه بيزيم درديميزي بيلمه دي
گوزوموزون ياشين بير كس سيلمه دي
هئي دئييره م آللاه سنه توكل
اولار بيتسين تيكانليقدا قيزيل گول؟
--------------------
گئجه گلدي گونوموزو باتيردي
يوخو گلدي گوزوموزو ياتيرتدي
دوستلار بيزي بيگانيه ساتيردي
دشمن گليب ائو – ائشيگي چاپيرتدي
اسير ائديب زنجير ووردو قوللارا
آه چكره م گوز تيكره م يوللارا
---------------------------
سوز اوستاسي كسگسن سوزلو شهريار
شيرين ديللي شعري دوزلو شهريار
مجنون كيمي عاشيق گوزلو شهريار
اودا يانان اورگ كوزلو شهريار
آذربايجان ائدر سنه افتخار
سن تك اوغول آنا وطن آز دوغار
---------------------
اورگيمي درد اودي ايله داغلارام
گئچن گونو يادا ساليب آغلارام
وطن اوچون قلينجيمي ياغلارام
خائينلره قاچاق يولون باغلارام
گئچن گونه ال يئتميري نينياق؟
گرك مز كي هر ساز ايله اوينوياق
--------------------------
ياخشي سوزلر دئييب صحاف اوزوندن
الهام آلير قلبيم اونون سوزوندن
چيخماز چيچك قار گئتسه ده يوزوندن
معنا ياغير بو سوزون اوز گوزوندن
بيلمم گرك ملت قاري كورويه
يا كي دوزه گونش چيخا اري يه؟
--------------------------------
...هاردا قالدي چمنيميز باغيميز؟
تپه دره ، كوشنيميز داغيميز
پته ييميز؛ قويونوموز ؛ ياغيميز
خوش ياشييان خوش دولانان چاغيميز
ائشيدميرم ائل فريادين يورد سسين
كاش آدامي تانيش يئرده قورد يئسين
-------------------------------------
... ائشيدديم من گئتميشيدون وطنه
سلام اولسون اوز يوردونا گئده نه
طايفاسيني ائليني ياد ائده نه
صيله رحم واجبدور هر بيله نه
نه گوزلدير امكان اولا پول اولا
آرزيلارا يئتيشمه يه يول اولا
-----------------------------------
...آتشبيلي بوندان آرتيق باشارماز
ياخشي شاگرد اوستاسينا قابارماز
آيري ديلده هئچوقت شهرت آپارماز
ناشي اولان آتي يئيين چاپيرتماز
قوي دئسينلر بونو دئيه ن ده ليدي
واريم بودور يوخدان وئرن علييدي
-----------------------------
ايندي خنجر اوره ييمه باتيبدي
دونيا يوكون كوره ييمه چاتيبدي
اينانين كي منيم بختيم ياتيبدي
حكمدارلار ايشي ايشه قاتيبدي
اليم چاتسا مرد اوغوللار بسله ره م
چتين گونده كومه ييمه سسله ره م
-----------------------------
هئچ كس ظولوم منيم تكين گورمويوب
دونيا خالقين منيم قدر يورمويوب
سوت يئرينه قان امجگدن سورمييوب
ياتميش بختيم چوخ زاماندير دورمويوب
روحوم منيم هر فشارا دوزوبدور
دوزدوغومو گيزلين اللر پوزوبدور
-------------------------
عذر ايستيره م چوخ دانيشديم باغيشلا
آجي سوزه چوخ يانيشديم باغيشلا
بويوك ايشه تئز قاريشديم باغيشلا
تورك ديلي ايله گئج باريشديم باغيشلا
آرزيم بودور من گلئيديم تبريزه
يا گوره يديم گليبسن بير گون بيزه ...
آثاري كه از زنده ياد نصرت الله فتحي مشروطه پژوه و نویسنده پرکار معاصر به يادگار مانده اند به قرار زير مي باشند :
1- زندگينامه شهيد نيكنام ثقه الاسلام تبريزي كه در سال 1352 به توسط بنياد نيكوكاري كاوياني در 800 صفحه به روش علمي و مستند چاپ و در اختيار مشتاقان قرار گرفته . متاسفانه اين اثر رشگ انگيز تاكنون توفيق چاپ مجدد نيافته .
2- عارف و ايرج
3- سخنگويان سه گانه آذربايجان در انقلاب مشروطيت ،بي جا،بي نا ، 1356
4- وارث باربد ( زندگي نامه اقبال السلطان )
5- همرزم ستارخان ؛ چاپ دوم 1351- چاپ اول از شماره 676 الي 704 در مجله اميد ايران سال 1346 و چاپ دوم از شماره 820 الي 822 در مجله ياد شده در سال 1349
6- مجموعه آثار قلمي شهيد ثقه الاسلام شهيد تبريزي ، تهران دي ماه 1355 – سلسله انتشارات انجمن آثار ملي
7- يادي از حيدر بابا
8-مجموعه مقالات فارسي ( در دو جلد . اين كتاب متاسفانه تاكنون چاپ نگرديده است )
9- مجموعه اشعار تركي- اين مجموعه نيز متاسفانه چاپ نگرديده
10- راد مردان
11- آخرين تصميم
12- آزاده گمنام
13- نا گفتني
14- انديشه ناسيو ناليستي
15- اقامه
16- يپرم خان
17- برگ عيش – برگزيده اي از مجموعه مقالاتش به فارسي
18- خزينه
19- سخني چند با خداوند و درباره خداوند – فروردین ماه 1345 ( این کتاب بصورت دستنویس در 81 صفحه نوشته شده است که اخیرا یک نسخه از رونوشت آن به توسط نوه صاحب ترجمه سرکار خانم دکتر تربتی به اینجانب اهدا گردیده که مراتب سپاس و تشکر را به عمل می آوریم . نویسنده کتاب در پایان تجدید نظر سوم تاریخ 10/2/1349 را قئید نموده اند )
20- شهيد
21- اي كاش
22- چگونه ؟
23- يك نژاد به دو نام
24- پند نامه
25- مجموعه اي شامل چهار يادداشت شامل ( جام مراد – سگ من – كوزه گنج – عشق پنهان ) اين كتاب 80 صفحه اي با پيشگفتاري از مرحوم جمال زاده در بهمن ماه 1350 به چاپ چهارم رسيده.
غير از اين آثار آن مرحوم پيشگفتارهايي نيز به كتابهاي چندي مانند هدايت نامه ؛ خاطره خوي ؛ نصاب سيد مهدي اعتماد ، بهائيت ، يگانه راه ، انيس العشاق و... نوشته اند .
مرحوم فتحي در كنار اين نوشتجات بنا به نوشته خود بيش از 500 مقاله نيز تاليف كرده بود چرا كه از 15 سالگي به نويسندگي روي آورده در سال 1319 سمت راهبرد مجله ي پيمان سيد احمد كسروي را به دست گرفته بود .
اين نويسنده و پژوهشگر پركار پس از سالها مطالعه و تحقيق سر انجام در 23 خرداد ماه 1356 داعي حق را لبيك مي گويد . مرحوم فتحی در طول زندگی پر بار خود صاحب چهار فرزند گردید که دو پسر و دو دختر بودند . پسر بزرگایشان وفات کرده و سه فرزند دیگر هنوز به گذران زندگی ادامه می دهند . مسموع است مثال کم گوی و گزیده گوی چون در- در واقع مصداق حال ایشان بود . زیرا آن مرحوم بذله گو و کم حرف بودند . ايرج افشار نويسنده صاحب نام ، زماني در حق نویسنده موصوف گفته بود ... مرحوم فتحي به مباحث تاريخي و نهضت فكري ايران در قرن دوازده و سيزدهم بسيار علاقه مند بود و در اين زمينه از مطلعين مخصوصا در باب طالب اف اسناد و مدارك متعدد فراهم ساخته بود . خدايش بيامرزد كه مردي صميمي و دوست داشتني بود .
زنده ياد صمد بهرنگي در بعضي از نوشتجات خود از آثار مرحوم فتحي استفاده مي كرده مانند درج چندين متل در كتاب متل ها و چستان كه پيشتر در كتاب يادي از حيدربابا چاپ شده بودند . البته بعد ها ميان آن دو مرحوم شكر آبي به وجود آمد. شادروان فتحي كه به لحاظ سني و تجربه از صمد بهرنگي بزرگتر بود مشكل چاپ و نشر كتب تركي در آن بحبوحه را خوب لمس مي كرد و اي بسا مي خواست گاهي اوقات از كاه كوه سازد. اما اين كار وي مورد غضب صمد واقع مي گردد و صمد را وادار به اعتراض مي كند كه ... هر مزخرفي را صرفا به خاطر اين كه به زبان مادري است نمي توان محترم داشت. در اينجا حق با مرحوم فتحي بود . چرا كه صمد 27 ساله هيچ وقت نمي توانست تجربه فتحي 47 ساله را داشته باشد . او از بيم حكومت خودكامه پهلوي نمي تواند حتي نامي از مثلا ميرزا نور الله خان يكاني ببرد . چرا كه او پس از سقوط حكومت ملي آذربايجان به توسط جلادان شديد ترين شكنجه ها را تحمل مي كند تا جايي كه به هنگام اعزام به طرف چوبه دار از پاهايش كه ميخ كوبيده بودند خون جاري مي شد . در چنين فضا و آتمسفري آيا طرفداري از اشعار ؛ حكايات و ... حتي سستي كه به زبان تركي بود جايز نبود ؟در زمان
حكومت پهلوي مگر چندين جلد كتاب به زبان تركي چاپ و نشر شدند ؟البته داوري و قضاوت در اين مورد كه هر دو به ديار حق شتافته اند نه كاري ست خرد .
مرحوم جمال زاده نيز پس از مفارغت آثار زنده ياد فتحي از ايشان با عناويني چون دانشمند محترم و شخص آزادي پيشه ياد مي كنند . سيد منصور ديبا شاعر معروف خطه ي معارف پرور آذربايجان نيز با خواندن پاورقي ديدار همرزم ستارخانسبك وي را ستوده و شعري در حقش چنين مي سرايد
فتحي كه مراست يار دلبندآن مرد هنر ور خردمند
رخشنده به ملك دانش و فضلچون مهر ز پاژ گونه آوند
از پرتو حسن لا يزاليبي شبهه چو ماه بي همانند
در بحر سخن به كشتي فضلكلك خردش بسان فروند
با نام بزرگ نصرت اللهافزوده به خويش بس كرامند
در باغ كمال نظم و نثرشهستند همي روان چوفر كند
نقش هنرش لطيف و هنجارشيرين سخنش چو شكر و قند
با عزم جزيل چون دل سنگبا فر و شكوه چون دماوند
مانند نزاد مام گيتيشبر لم يزلي خداي سوگند
در وصف خصال يار ديبازين بيش توان سرود هر چند
ليكن تو بدين زبان كوتاهيك نكته بگوي و لب فرو بند
يا رب به جلال كبريائيتاو را به جهان نژند مپسند .
مرحوم دكتر سلام ا.. جاويد در کتاب دوستلار گوروشو مي نويسد كه زنده ياد فتحي مقداري محافظه كار بود .
اين امر در مقداري از نوشتجات وي نيز منعكس است . با مطالعه شعر مرحوم فتحي كه در سطور بالا تقديم شد ايشان به دلایل عقاید ملی گرایانه دو سالی نيز مهمان ناخواسته ي سلولها ي حكومت پهلوي بوده اند . چرا كه وي به تعريض از مشكلات و پيشامدهاي موجود سخن به ميان مي آورد و در باره شيفتگيش به زبان مادري و وطن خود سخن ها مي گويد . يكي از آثار با ارزش مرحوم فتحي كتاب خواندنيديدار همرزم ستارخان است .
اين كتاب ارزشمند كه با نثري شيوا و به شيوه ميداني تاليف و تدوين گرديده براي نسل امروزي بسيار ارزشمند و مفيد فايده استچرا كه با زندگي و فداكاري هاي يكي از پاك ترين مردان اين سرزمين آشنا مي شويم. اين شخص كه كسي جزء ميرزا نورالله خان يكاني همرزم ستارخان نبود چنان در قلب توده ها جا كرده بود كه در حقش شعر ها نيز سروده اند .بنگريد
ستارخان ايله دي فندي
نو الله خان دوغرادي قندي
سركرده لرين ايچينده
ياشاسين حافظ افندي .
نورالله خان يكاني پس از اينكه حكومت ملي آذربايجان سقوط مي كند دستگير و در زندانهاي مخوف ستم شاهي مورد آزار و اذيت و شكنجه هاي سنگين قرار مي گيرد. طوري كه به پاهايش ميخ كوبيده مي شود و به هنگام آنكه راهي جوخه هاي اعدام مي گردد نشاني نيز از خود با خون جاري شده از پاهايش به جا مي گذارد!
سه مبارز مشروطه – عبدا لحسينناهيدي آذر- نشر اختر تبریز
مجموعه آثار كامل صمد بهرنگي ؛ جلد اول به كوشش اسد بهرنگي
آزادليق يولونون مبارزلري ، جلد 1 باكو 1962 ؛ با ويرايش جعفر مجيري و محمود قوامي
دیدار همرزم ستارخان – نصرت الله فتحی – چاپ دوم
نامه ای از نوه مرحوم فتحی سرکار خانم دکتر سروناز تربتی که در آن اطلاعاتی راجع به صاحب ترجمه و عکسی منتشر نشده ارائه گردیده بود که بدینوسیله سپاس خود را از مشارالیه به جا می آوریم .