AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS
 

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it به وب سایت ادبی - تحقیقی رضا همراز خوش آمدید. لطفا با درج نظرات و پیشنهادات خود ما را در پربارتر نمودن این وب سایت یاری نمائید. This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

 
 
AZCMS AZCMS AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS
 

منوی اصلی سایت

ورود به سایت






كلمه عبور را فراموش كرده ام
ايحاد نام كاربري در سایت

خبرخوان ها

   

آذربایجانلی مبارز قادین لاریمیزدان - تبریزلی راضیه خانیم ابراهیم زاده
نوشته شده توسط رضا همراز   
09 مرداد 1394 ساعت 09:52
  • آذربایجانین مبارزه تاریخینده قادین لارین سایی آز اولموشسادا ، دقته لایق و دیرلی و نئجه دئییرلر ایز بوراخان اولموشدور . حله تانباکی حرکاتیندا زینب پاشانین جومرد لیکین یاددان چیخاردان اولمامیش دیر . اوندان بو طرفه ایسه تئللی زری دن توتدو ، سریّه خانیما کیمی اونلار جسارتلی قادین دان سوز صحبت آچماق اولا بیلر . اردبیلین ثمرین کندیده یاشایان میللی حکومت چاغیندا سریه خانیمین فیکیر داشی ایله سیلاحداشلاریندان اولان بیریسی ده راضیه خانیم غلامی یا همان تبریزلی راضیه خانیم ابراهیم زاده اولموشدور . رحمتلی راضیه خانیم ابراهیم زاده 1304 ینجی ایلینین اردی بهشت آییندا اوجا تبریزده آنادان اولوب ، 16 یاشینداکن تانینمیش سیاستچی و 53 نفرین بیریسی اولان رضا ابراهیم زاده یه حایات یولداشی اولوب ، مبارزه یولوندا اونونلا چیگین - چیگین  گئدیر . آذربایجاندا 1324 ینجی ایل باش توتان میللی حوکومت دن استقبال ائدیب اونا قوشولور . آنجاق شاه رژیمی آذربایجانا یوروینده اودا تهراندا دالدالانیر . مبارز یوللاریندا ایللر بویو دوستاقدا قالیب ، سورگون اولوب و گیزلی یاشاییر .
  • بو شهردن او شهره ، بو اولکه دن او اولکه یه  گئتمه مجبوریتینده اولور . انقلاب ظفر چالدیقدان سونرا 59 ینجی ایل وطنه قایدیر . بیر آز قالاندان سونرا یئنه وطنی ترک ائتمک مجبوریتینده اولور . راضیه خانیمین خاطیره لرین اوخودوقدا ائله دوغرودان زینب پاشا حده جسارتلی بیر قادین گورمک ائله جه ده یئرسیز دئییل . آنجاق زینب پاشا یا باشقا کئچمیشده کی قهرمان قادین لاریمیزلا بو قادینین منجه بیر اساسلی فرقی وار ایدی . اودا بو کی راضیه خانیم ساوادلی و مفکوره لی بیریسی اولوب ، یازیب اوخوماق امکانی اولدوغونا گوره گوزه کلیم آتدیملار آتا بیلمیشدیر . 9 ایل اری نین اولوسوندن دیری سیندن خبر سیز اولسادا 1955 ینجی ایلین  اکتبر آییندا ماسکووانین دمیر یولوندا بیر بیرلرین یئنه تاپیرلار ! حایات یوللاریندا راضیه خانیمین باشینا اوکی چتین لیک وار گلیر . اما او قهرمانجا اونلاری بیر بیر باشیندان آشیریر .

ارسال نظر | بيننده: 39

ادامه نوشتار
 
خاطراتي از پدرم
نوشته شده توسط لیلی ناهیدی آذر   
08 مرداد 1394 ساعت 21:12

این درست که نوشتن بیشتر چیزها به اندازه پشت هم چیدن معنی مند کلمه ها زمان می برد، اما چیزهایی هم هست که نوشتنشان عمری می طلبد: نوشتن از تو همین طور است پدر. باید ولی نوشت. باید از این قلم الکن تیری تراشید و بر قلب آن زبان مگو نشانه رفت، باید شکافت و خون ریخت و وا گفت. گفت، چرا که سهیمم تو را با آدمهای دیگری که دوستت داشته اند، پای گفته هایت نشسته اند و در محضر تو آموخته اند. هیهات که باید رنج برد و باید گفت!

000

آیا یادت هست پدر، شب های مهتابی کودکی ام را، که دانه دانه شان را به آذین قصه های پیش از خواب آراستی؟ غنوده در آغوش پدرانه ات «ملک محمد» را شناختم و به روی مار جوجه سیمرغ خور شمشیر کشیدم. با «حسن کچل» به جنگ دیو رفتم و با «نخودی»، شاه را در سیل زیاده خواهی هایش غرق کردم. هیچ شبی را به یاد نمی آورم که بی داستان های تو و پیام های نهانشان به خواب رفته باشم. پیام هایی که آگاهانه و سنجاب وار پنهانشان کردی لابلای واژه های سر به مهر و با هرقدم به سوی بالیدن از نو کشفشان کردم، از یادشان گرفتم و دوباره به کار بستم و می بندم... بزرگتر که شدم کتابخانه ات برایم شد سرزمین افسانه های هزار و یکشب، دنیایی که هیچوقت از کشف کلمب وارش خسته نشدم.

ارسال نظر | بيننده: 15

ادامه نوشتار
 
صندوق سخنگو
نوشته شده توسط صمد چایلی   
07 مرداد 1394 ساعت 16:06

نام من صندوق سخنگوست. در دوران مدرن بدنیا  آمده‌ام. اجداد من در گذشته‌ی نه چندان دور، زبان بسته بودند. توانایی سخن گفتن نداشتند. لال بودند. حتی خود من ، مدت‌های مدیدی گویایی نداشتم. امّا، تازگی‌ها اتّفاق پیش‌بینی نشده‌ای برایم روی داد. در مسیر زندگیم حادثه‌ای پدیدار گشت .از آن تاریخ زبان باز کردم. از لالی در آمدم. در یک فاصله‌ی زمانی کوتاه، سخنگو شدم. زمان دگرگونی‌ام، زمان بسیار مهمی برای من بود. سایه‌ی شخص منفرد، موقّتی هم که شده، از رویم کنار رفت. شخص بدون آنکه خود بخواهد، مدت کوتاهی دست از سرم برداشت. از آن زمان هم من، خصلت همگانی بخود گرفتم. موقعیت ویژه‌ای در برابرم قرار گرفت. در ردیف صندوق‌های سخنگو ایستادم. احساس شادی کردم. راست است که تعدا صندوق‌های سخنگو، از تعداد صندوق‌های لال، بسی اندک است، اما کیفیّت همه‌ی ما، با آنها فرق می‌کند. خصلت همگانی ما، زندگی اسارت‌بار در زیر نام شخص منفرد را ، بر نمی‌تابد. بدین جهت هم نقابی بر چهره نداریم. چهره‌ی ما بر دیدگان بسیاری، قابل مشاهده است.

تحوّل زبانی من، یک تغییر ناگهانی و کم‌نظیر بود. همه دیدند بدون آن که شکل و شمایل من عوض شود، محتوایم دگرگون شد. درونم کیفیّت دیگری یافت. با این همه، نامم بدون تغییر باقی ماند. اسم شناسنامه داری که بر رویم حک شده بود، به همان شکل اول بر تارک وجودم درخشید. این موضوع هم، مرا از مابقی صندوق‌های سخنگو متمایز کرد. چون که، صندوق‌های سخنگو، نام همگانی و  خصلت همگانی دارند. یعنی شکل و محتوای متناسبی دارند. با این همه، و با این مشخصه‌ی دوگانه، مدتی خصلت همگاني و محتوای درونی من، بر خصلت انفرادی و یکّه‌ام غلبه کرد. من هم، کارهایی به انجام رساندم که صندوق‌های سخنگو انجام می‌دادند. اگر به زبان امروزی بیان کنم، گفتمان مسلّط من، با سخنگو شدم، دگرگون شد. از این رو به آن رو شدم. می‌خواهی کمی بیشتر توضیح دهم؟ من که توضیح را برای درک بهتر موضوع مفید می‌دانم.

داشتم می‌گفتم که من، بر خلاف صندوق‌های چوبی و آهنی سنّتی، از اشیاء مادّی معمولی ساخته نشده‌ام. لوازم اصلی سازنده‌ی من، اصلاً چیزهای مادّی سنتی نیستند. کلید و قفل آنچناني هم ندارم. حتی، حجم داخل من‌، از حجم صندوق‌های گذشته به طرز بارزی متفاوت است. در داخل صندوق‌های سنتی، شئی و چیزی یافت می‌شد. امّا، آنچه در اندرون من جای می‌گیرد، فقط نشانه و یا نماد ارزشی کالاهاست. اعداد و حروف، محتوای درونی ام را به نمایش می‌گذارند. حدّی برای گنجایش‌ام قابل تصوّر نیست. از یک تا بی‌نهایت، جایگاه من است. انچه در وجودم هست، واقعی نیست مجازی است. بزرگی و کوچکی آن، تنها با علاماتی به دیده می‌نشیند. اعداد گوهر وجودی‌ام را تشکیل می‌دهند.

ارسال نظر | بيننده: 31

ادامه نوشتار
 
دو کتاب چاپ جدید از دکتر محمد حریری اکبری
نوشته شده توسط م- ترابی   
05 مرداد 1394 ساعت 15:44

این روزها از دکتر محمد حریری اکبری استاد دانشگاه تبریز دو کتاب به زبانهای ترکی و فارسی منتشر گردیده که در نوع خود ارزشمند و خواندنی می باشند . یکی از این کتابها را نویسنده و مترجم والامقام به همراه شریک زندگی خویش سرکار خانم فریبا عزبدفتری ترجمه نموده اند . یعنی همان کاری را انجام داده اند که پیشتر در مورد دده قورقود نموده بودند . هر دو کتاب در تبریز منتشر گردیده که مشخصات آنها را این چنین می توان ذکر کرد :

ارسال نظر | بيننده: 39

ادامه نوشتار
 
گزیده‌ی دیوان‌های ترکی امیر علیشیر نوایی
نوشته شده توسط دکتر حسین محمدزاده صدیق   
04 مرداد 1394 ساعت 20:08
  • « خزائن المعانی مجموعه‌ی چهار دیوان تركی امیر علیشیر نوایی را در بر می‌گیرد. نخستین دیوان وی، وقتی بیست و پنج سال داشت از سوی سلطان علی بن محمد مشهدی در سال 870 هـ . تدوین یافت. این نسخه‌ی نفیس در سال 1968 با عنوان نخستین دیوان و به صورت روگرفت از سوی حمید سلیمان دانشمند اوزبكستان در شهر تاشكند انتشار یافته است. این دیوان حاوی 391 غزل، 1 مستزاد، 1 معما و 41 رباعی است.
  • امیر علیشیر نوایی خود، میان سال‌های 882- 874 به تشویق سلطان حسین بایقارا، دیوان اشعار خود را با عنوان بدایع البدایة مرتّب كرد. كهن‌ترین نسخه‌ی این دیوان در كتابخانه‌ی ناسیونال پاریس به شماره‌ی 746 نگهداری می‌شود كه در فهرست بلوشه معرفی شده است.[1]
  • وی، دومین دیوان خود را با عنوان نوادر النّهایة در سال 893 تدوین ساخت كه دارای 628 غزل، 3 مستزاد، 3 ترجیع بند، 5 قطعه، 46 رباعی، 6 معما، 1 لغز و 1 تویوق است. از این میان 460 مورد جدید است و مابقی از نخستین دیوان و بدایع البدایة اخذ شده است.
  • نوایی پس از تدوین این دیوان‌ها سال‌ها به تدوین اشعار خود نپرداخته است و در پنجاه سالگی به توصیه‌ی سلطان حسین بایقارا، سر و سامان دادن به دیوان‌های خود را آغاز كرده است و همه‌ی اشعار خود را یك‌جا گرد آورده و با نام‌های زیر در چهار مجلّد تدوین ساخته است و هر چهار مجلد را یك جا خزائن المعانی نامیده است. چهار مجلّد دیوان‌های تركی وی عبارتند از:
  • 1.      غرائب الصّغر. (اشعار سروده شده میان 20- 8 سالگی)
  • 2.      نوادر الشّباب. (اشعار سروده شده میان 35- 20 سالگی)
  • 3.      بدایع الوسط. (اشعار سروده شده میان 45- 35 سالگی)
  • 4.      فوائد الكبر. (اشعار سروده شده میان 60- 45 سالگی)


[1]- Blochet, cat. Mss. Turcs, II. P. 51.

ارسال نظر | بيننده: 74

ادامه نوشتار
 
حبیب ساهر / ایکینجی بولوم /
نوشته شده توسط بهمن کاشف   
03 مرداد 1394 ساعت 21:31

م – ع  فرزانه

 

نیسگیللر شاعری نین نسگیللی اؤلومو

آذرآیی نین ایگیرمیاوچو، گئجه ساعت 10-11دؤوره لرینده ،آذربایجان معاصرشعرینده اؤزونه پارلاق وافتخارلی یئرآچان و بوگون کو شعریمیزین گؤرکملی سیمالاریندان بیری ساییلان قوجامان معلم حبیب ساهر،همیشه لیک حیاتا گؤزیومدو.عمربویوبشری دویغولارین، دوغما یوردون وعومروگونو تالانانلارین قورتولوشو وسعادتی آرزوسیله چیرپیناناوره ک بیرلحظه ده چیرپینماز اولدو.

اللی ایلدن چوخ  ، بیر زاماندا یورولمادان و نفس درمه دن آذربایجان مبارز وخلقی شعرینین بایراغینی چیگنینده داشایان و ان آغیرو,,دؤزولمز شرایط ده بئله سوسوب سارسیلمایان  شاعر،بیرگؤز یوموب آچیم ساعات دا ابدیته قووشدو .  صاف اوره گی نین درینلریندن  جوشان و آذربایجان معاصر شعر خزینه سینه گؤزه ل بویالار و قدرتلی لیریزم ایله بیرلیکده انسان سئوه رلیک، یوردسئورلیک ، حق سئورلیک ،  روحو - چاغلانان شاعرین حیات شمعی گؤزله نیلمه دن  بیرآندا سؤندو.  نیسگیللر شاعری  چوخ نیسگیللی  حالدا آرامیزدان گئتدی......

                            +     +     +

شاعرین حیاتلا وداعلاشدیغی گوندن بیر هفته قاباق وارلیغینتحریریه هیئتی ایله بیرلیکده گوندن گونه خسته لیگی آرتان وداهاائودن ائشیگه چیخماق امکانیندا اولمایان شاعرین گؤروشونه گئتمیش دیک.سون زامانلاردا بوتون وجودوسالم اولدوغوحالدا ، اوائشیتمک  قدرتینی سرعتله ایتیرمکده ایدی. ائشیتمکحسینی ایتیرمک، شاعرین قولاق یولو ایله ساخلادیغی رابطه لری اولدوقجا آزالدیردی. شاعرله قونوشماق ایسته ینلر، بیر چوخ وقتاونا آندیرماق ایسته دیک لری سؤزو کاغازا یازمالی ویا اوجاسسله دئمه لی اولوردولار...دوکتورلرین دئییشینه گؤره شاعرین حس اورگانلاریندا قان چاتیشمازلیغی اؤز وئرمیش و بو خسته لیک هامیدان چوخ اونون ائشیتمک اورگانیندااؤزونوگوسترمکده ایدی.  شاعر بیرچوخ وقت باش سانجیسیندان اینله یردی.

ارسال نظر | بيننده: 35

ادامه نوشتار
 
حبیب ساهر
نوشته شده توسط بهمن کاشف   
03 مرداد 1394 ساعت 21:26

آذربایجانین گؤرکملی،بویوک خالق شاعری«حبیب ساهر»1286نجیایل تبریزده آنادان اولور.اونون آتاسی«میرقوام» «شیبلی»داغی نین شمال شرقینده یئرله شن«تورکه داری»کندینده ن تبریزه گلیب«سرخاب»محله سینین«شازداحامام»کوچه سینده بیراوچ حیط لیائوآلیر. بوکوچه کیسئلاب(سیلاب)بازارچاسی و«سیدحمزه»بازارچاسی آراسیندا اولور ،«امیرباغی دالیسی»دادئلییردی.1353نجی ایل بوکوچه نی

گئنیشلندیریب،«عارف»آدلاندیردیلار.«میرقوام»تبریزه گلنده ن سونرا،«ده وه چی»محله سینده ن بیرقیزایله ائولنیر.

آتام منیم بدوی میش کؤچری

دروازادان بیرگون گیریب ایچری

باغدان سوووب آتلا لارکن چپری

«قیزیل سولار»محلنده کوک سالمیش

«ده وه چی»دن گؤزل گؤچک قیزآلمیش

قیزیل سو:سرخاب                                          کوشن ص85

«میرقوام»بوخانیمنان ایکی اوغلان وبیرقیزصاحبی اولور. بویوکاوغلی«میرمحمدقوامی»اورتانجی،قیزی،«سوره خانیم قوامی»(صغری)وکیچیک اوغلی«میرحبیب».اوترکیه ده اولارکن اؤزفامیلیاسین«ساهر»ایله یب(گئجه یاتمییان).ساهر،آتاسی نین«تورکه داری»کندین ده ن اولدوغونی«سحرایشیقلانیر»شعرکیتابیندا ،

ارسال نظر | بيننده: 35

ادامه نوشتار
 
مختومقلی شاعری با اندیشه های بشری و جهانی
نوشته شده توسط م.کریمی   
02 مرداد 1394 ساعت 13:36

   مختومقلی شاعر قرن 12 هجریست. سال تولد و مرگ برای او بی معنی است، زیرا او با توجه به اندیشه های پاکش امروز هم همچنان باماست. بزرگی او همینست! بخاطر اوست که امروز صدها و هزاران ادیب و پژوهشگر و اندیشمند برای دریافت پیامهای بشری او در یکجا گردآمده اند تا از افکار بلند وی الهام گیرند و یادش را گرامی دارند. پس او همعصر ماست، با ما زنده است.

     فراغی عالم، عارف و شاعر بزرگ قرن دهم هجري پرمايه­ترين نماينده­ي ادبيات كلاسيك ترکمنان ایران و يكي از برجسته­ترين شعراي عالم اسلام است. مقام و آوازه­ي او از تعلق به ایران فراتر رفته و به كل عالم بشريت پيوسته است.

      ديوان فراغی سراسر كتاب عشق است و مضمون عشق چاشني آثار اوست. عشق در پيش شاعر مفهومي عميق و عارفانه دارد. عشق نردبان عالم بالاست. او چنين مطرح مي­سازد كه چون انسان پا بر زمين مي­نهد دل به گلرخي مي­بندد و عشق را مي­آموزد و چون دل تپيدن آغازد تازه آنگاه است كه براي درك عظمت عشق به پويايي مي­افتد و به اصل عشق يا عشق حقيقي مي­انديشد. 

   مختومقلی شاعری است که در حل مشکلات و دردهای اجتماعی مردم بی وقفه تلاش نمود و همواره از جبهه ی ستمدیدگان مدافعه کرد. او در عین حال، ستایشگر زیبایی هاست، دلنوازی و مزین نمودن مردم به اخلاق پسندیده جزو رسالت شعری اوست. در اشعار او ضرب المثلها و سخنان حکیمانه چون مرواریدهای درخشان در پی هم می آیند. اشعارش ورد زبان مردم نه تنها همزبانان او، که ورد زبان همه ی ترک زبانان جهان است. اشعار وی همچون ترانه های دلنشین ازبر خوانده شده و در موسیقی ملل ترک نیز جایگاهی خاص یافته است. شعر او درد دل مردم است و به زیبایی بر دل مردم می نشیند. مردم بدو اعتماد می کنند و به کرامت و حرمت او اعتبار قائلند. سروده هایش بین خاص و عام ترنم می گردد، شهری و روستائی، خواص و عوام، تحصیل کرده و بیسواد، همه و همه دوستش می دارند و تنها دورویان، ریاکاران، دشمنان خلق از او بیزارند.

   او عارفی متعهد و مبارزی بی باک است. از برباد رفتن سر خود در راه مردم هراسی در دل ندارد. رسالت خویشتن را در ارتقا آگاهی های مردم و اتحاد و یکپارچگی ملت خویش و مبارزه با ستمگران می دید. همدلی و همدردی مردم مهمترین دغدغه ی او بود. با توجه به شناخت اشعار و افکار تابناک اوست که می توان او را از شخصیت های برجسته ی افکار بشری و در خدمت بشریت دانست و بدو حرمت قائل شد.

ارسال نظر | بيننده: 128

ادامه نوشتار
 
جغرافياي چين و ماچين
نوشته شده توسط فتح الله ذوقي FathollahZoughi@gmail.com   
01 مرداد 1394 ساعت 19:07

اشاره: نوشته زیر بحثی در حوزه جغرافیای تاریخی را در بر میگیرد، و سعی دارد به تعیین و تبیین جغرافیای امروزی "چین و ماچین" یا همان "ختا و ختن" که در ادبیات اسلامی آمده است بپردازد.

از "چین و ماچین" تاریخی تا "چین" امروزی

چينِ امروزي کشوري پهناور و شناخته شده است که مرزهايش از اقيانوس آرام در شرق تا آسياي ميانه در غرب و از کشورهاي جنوب شرق آسيا و هند در جنوب، تا مغولستان و سيبري در شمال گسترش يافته است. بدنه اصلي اين جغرافياي متحد پس از حمله مغول‌ها به جنوب شرق آسيا و تصرف سرتاسر آن نواحي شکل گرفت؛ يعني چنگيز خان با کشورگشايي خود بخش‌های شمالي و جنوبي آن سرزمین را متحد ساخت و کشور پهناوري را شکل داد که نه تنها توانسته است در طول 800 سال گذشته مرزهاي جغرافيايي و يکپارچگي‌اش را حفظ کند بلکه برخي سرزمين‌هاي فراسوي خود مانند مغولستان داخلي، ترکستان شرقي، تبّت و ... را نيز به خود منضم کرده و همواره با استقلال اين ملت‌ها مخالفت کرده و آنان را سرکوب و درهم شکسته است.

ترکان اويغور، کشور چين را خيتاي و روس‌ها آنرا کيتاي مي‌خوانند و خود چيني‌ها هم کشور خود را جونگو مي‌نامند. شايد وجه تسيمه کشور جونگو به چين و ختا از سوي ديگران، از باب تسميه کل به نام جزء متصرفه باشد و ديگر اينکه ارتباط بسياري از کشورها با چين امروزي بيشتر از مسير ترکستان شرقي، يعني همان چين و ماچين و ختا و ختن بوده است.

موقعیت "چین و ماچین" در نقشه جغرافیا و در مسیر جاده ابریشم.موقعیت "چین و ماچین" در نقشه جغرافیا و در مسیر جاده ابریشم.

ارسال نظر | بيننده: 30

ادامه نوشتار
 
عزیز وطنیم آذربایجان
نوشته شده توسط محمد بی ریا   
31 تیر 1394 ساعت 22:03
  • بسله نیر قلبیمده سونسوز حورمت آذربایجانا
  • ایسته رم دونیاده من حوریت آذربایجانا
  • سانمایین اوز یوردومون اسرارینا بیگانه یم
  • من اونون سئوداسی عشقیندن بوجور دیوانه یم

 

 

 

 

  • شمعه بنزه ر دوره سینده فیرلانان پروانه یم
  • قویمارام اصلا قویولسون منت آذربایجانا

ارسال نظر | بيننده: 39

ادامه نوشتار
 
«اديب‌آقا»لي گون‌لريمي دوشونركن
نوشته شده توسط اصغر فردی   
30 تیر 1394 ساعت 12:20
اونون يانيندا اوچ ايل مختلف علم‌لر زمينين‌ده شاگردليك ائتديكدن صونرا بير گون منه دئدي: چرشنبه گونو ايكيندي چاغي گل بورا بير يئره گئدك آنجاق ائله گل‌گيلن كي گون باتان‌دا او مقصدده اولاق . ائوه 3 گونلوك سفرده اولاجاغيني سؤيله كي اوچ گونه گئديب قاييداريق.

هارا گئده‌جگيميز باره‌ده تخمين نقطه چوخ جورلو دگيل‌دي. البته كي قندهار سفرينه چاخماياجاقديق كي. يا عمي‌اوغلونون باغ‌لارينا گئده‌سي‌ايديك، يا شهرده بير ـ ايكي دوستون ائوينه. مجهول قالماسيني ايسته‌ديگي اوچون آرتيق جسارت ائديب اونا سوال وئرمه‌ديم، باش اوسته دئييب چيخديم.

چرشنبه گونو بيزيم صادق‌لا حاضرلانيب بير تيكه چاي‌دان چؤرك‌دن يئديك‌دن صونرا آقاگيله دوغرو يولا قويولدوق. آقا حاضر گؤزله‌ييردي بيزي. حتي حيط‌ده وار ـ گل ائديردي. بيز چاتان كيمي ماشينا مينديك و كننددن چيخديق. صادق‌دا احتراملا هارا گئديريك دئيه صوروشمادي ساده‌جه آقا اونا يول گؤستريردي. آنجاق ديل دوداق آراسي صادقا دئدي گئديريك شيخين مزارينا. صادق‌دا باشيني صاللاياراق باشا دوشدوگونو بيلديردي. اما من بو اشارت‌لردن بير شئي آنلاسام قره‌چي اولاييم. ساده‌جه ائشيتميشديم كي آقانين هردن بير زيارتينه گئتديگي بؤيوك بير پيرين تربه‌سي وارميش بو ياخينليق‌لاردا. او پير عادي و تكراري چوخ اولان ذات‌لاردان يوخ، بلكه عصري‌نين چوخ معتبر و نفوذلو شخصي‌ايميش. حتي پادشاه پيرين علمي و حكمتي اساسيندا اونا صدارت اعظمي قبول ائله‌تديرميش.

شيخ حقينده ائشيتديگيم معمالي بيلگي‌لردن بيري‌ده حاجتي اوزره آقايا مراجعت ائدن بير كيشي‌يه اونون «مشكلووون حلي نيتينه  اوچون نذر ائت كي شيخين قبر داشينا خرج چكه‌سن و تعميرائتديره‌سن» دئمه‌سي اولموشدو.

ارسال نظر | بيننده: 49

ادامه نوشتار
 
صالح سجادی و کتاب تازه چاپ شده اش
نوشته شده توسط م - ترابی   
29 تیر 1394 ساعت 15:43

صالح سجادی از شعرای جوان و توانمند تبریزیست که به دو زبان ترکی و فارسی شعر می سراید. افزون بر شاعری صالح سجادی او گاهی اوقات به نوشتن و تصحیح نیز روی می آورد . از تصحیحاتش مجموعه اشعار منوچهر نیستانی را می توان نام برد . او حالیا مشغول ترجمه کتاب مستطاب دده قورقود  به زبان فارسی می باشد که امید واریم در آینده ای نزدیک به مطالعه آن توفیق یابیم . از این شاعری تبریزی پیشتر نیز چند مجموعه شعر به زبان ترکی و فارسی را شاهد بوده ایم . اخیراً از صالح سجادی دفتر شعری منتشر گردیده به نام « زنجیر جیرک » . ضمن تبریک به این همشهری پرکار ،غزلی از این دفتر را به اتفاق می خوانیم :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 از یک طرف می آمدم ، از شش جهت کردی کمین

با غمزه ای این گرگ را ، آرام کردی ، آفرین

ارسال نظر | بيننده: 41

ادامه نوشتار
 
<< << < < 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 > > >> >>

صفحه 1 - 12 از 1457
   

تصاویر

آمار سایت

 

 

معرفی کتاب

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS
 
   
 
AZCMS AZCMS AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS
   
AZCMS AZCMS AZCMS