AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS
 

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it به وب سایت ادبی - تحقیقی رضا همراز خوش آمدید. لطفا با درج نظرات و پیشنهادات خود ما را در پربارتر نمودن این وب سایت یاری نمائید. This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

 
 
AZCMS AZCMS AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS
 

منوی اصلی سایت

ورود به سایت






كلمه عبور را فراموش كرده ام
ايحاد نام كاربري در سایت

خبرخوان ها

   

آنچه که دیگران از «تبریز» دارند
نوشته شده توسط رسول داغسر   
02 شهریور 1393 ساعت 11:46

«تبریز، شهر اولین ها». این عبارتی است که امروز برای تمام گوشها آشناست. سوای مصادیق عینی آن، عبارت مذکور مخصوصاً با نامگذاری بر اثر شادروان صمد سردارینیا تثبیت گردید و حق آن از سوی تمامی وجدانهای آگاه و شریف در سراسر کشور ادا میشود.

در جایی «نزدیکتر بودن این شهر به اروپا (با توجه به موقعیت آن در جغرافیای کنونی ایران)» را به عنوان علت تظاهر هر اولینی در تبریز خوانده بودم. اما آیا این ویژگی میتواند به عنوان علت اصلی یا حداقل مهمترین علت بوده باشد؟ در حالیکه شهرهایی مثل بازرگان، خوی یا اورمیه با این مورد سنخیت بیشتری داشته و دارند.

ژان یونیر در کتاب خود «دلاوران گمنام ایران در جنگ با روسیه تزاری» مینویسد: «تبریز در آنزمان ... از حیث وسعت و کثرت جمعیت اولین شهر ایران محسوب میشد و سفرای دول اروپایی در تبریز به سر میبردند در صورتیکه تهران پایتخت کشور بود... تبریز نسبت به تهران یک شهر متجدد بشمار میآمد و مردم تبریز از ازمنه قدیم با اروپائیان محشور بودند... دکتر بارنز انگلیسی که در سال 1833 میلادی و پنج سال بعد از انعقاد عهدنامه ترکمانچای در ایران سیاحت کرد نوشته که جمعیت شهر تهران بیست و پنج هزار نفر است ولی تبریز بنا بر نوشته همان جهانگرد انگلیسی چهارصدهزار نفر جمعیت داشته است.»(1)

این نویسنده فرانسوی در فصل آخر کتاب خود که بصورت مجزا به علل ارجح داشته شدن تبریز از سوی اروپائیان برای اقامت پرداخته، همچنین مینویسد: «(از علل دیگر اقامت اروپائیان در تبریز این بود) که تبریز از حیث آب و هوا به اروپا شباهت داشت بدون اینکه رطوبت کشورهای ساحلی اروپا را داشته باشد... (در حالی که) تهران، حتی بین خود ایرانیان شهرت نداشت و قریهای بود نزدیک خرابه شهر قدیمی (ری) که بعضی از جغرافیانویسان اسلامی اسمی از آن در کتاب خود برده بودند»(2)

نظرات (1) | بيننده: 62

ادامه نوشتار
 
تجربه‌ي گفتار در عمل اجتماعي
نوشته شده توسط صمد چايلي   
01 شهریور 1393 ساعت 22:17

«به مناسبت سالگرد زلزله‌ي آذربايجان»

شبحي در شهر، در گشت و گذار است. شبح رهايي و زيبايي. رؤيايي در سر دارم. انگار گمشده‌اي مي‌جويم. شيفته‌ي آرزوها و آرمان‌هاي بزرگي هستم. شيداي تجلي خيال در عينيت مي‌باشم. آيا تصوير آن زيباي تصورات را مشاهده خواهم كرد؟ آيا ستاره‌ي روشنايي‌بخش زيبايي را بر بام آسمان نطاره خواهم نمود؟

دلبستگي‌هاي من، مختص خودم نيست. چه بسيار افرادي كه دل در گرو آرمان‌هاي انسان‌دوستانه دارند. عينيت يافتن تصاوير زيباي ذهني، خواست آنها نيز هست. گويي، هنوز واژه‌اي در وصف آن زيبا ساخته نشده است. شيفتگاني كه در فراق يار، لب به آواز مي‌گشايند چنان وانمود مي‌كنند كه حسرت ديدار، تاب از وجودشان ربوده است. شيدايان دلباخته، طوري شيدايي مي‌كنند كه انگار آتش جدايي تار و پودشان را بر باد خواهد داد. هر سخن اين عاشقان، مفاهيم معناداري را در ستايش زيباي آرماني انتشار مي‌دهند. براي يك جنگل ستاره دل مي‌سوزانند، در سوگ خاموشي ستاره‌اي ناله سر مي‌دهند و در حسرت رؤيت ستاره‌ي بامدادي لحظه‌شماري مي‌كنند.

نظرات (1) | بيننده: 116

ادامه نوشتار
 
خاطراتی از دکتر هیئت:
نوشته شده توسط دکتر حسین فیض الهی وحید   
31 مرداد 1393 ساعت 09:22

 

گفتند:« بروید خفه شوید!»

روزی از سوی مجله « نشر دانش» مقاله ای در رابطه با زبان ترکی چاپ و سبب عکس العمل های شدید گردید. آنها درست در زمانی که ناوهای  هواپیمابر آمریکایی وارد آبهای جنوب می شدند در مقاله ای بنام « ایران مظلوم» هشدار دادند که خطر نه از سوی جنوب و ناو های هواپیمابر آمریکایی بلکه از جانب شمال و شمالغرب از سوی تانک های آذربایجانی و ترکیه ای است. «نشر دانش» در حال« نشر اکاذيب» و نعل وارونه زنی بود. از طرفین آنقدر نوشتند و نوشتيم که عاقبت برای فیصله دهی به اینکه زبان مردم آذربایجان ترکی، مغولی ، آذری و یا فارسی است دونفر از ترک هاي تهران و چند نفر از آنها  به نخست وزیری فرا خوانده شدند.آن زمان نهاد نخست وزیری مصدر امور بود. در راس امورات نخست وزیری نیز که به این مسائل می رسید یکی از زندانیان سیاسی قرار داشت که در زندان قصر باهم  هم بند بودیم .

بعد از خاتمه مذاکرات در تماسی با جناب  دكترجواد هيئت،جویای نتیجه ی مذاکرات شدم .ایشان با خوشحالی گفتند « یوزه اللی بیز اوتدوق»(صدی پنجاه ما برنده شدیم). گفتم : 

نظرات (1) | بيننده: 277

ادامه نوشتار
 
دکتر هیئت شاعر
نوشته شده توسط رضا همراز   
30 مرداد 1393 ساعت 08:24
  • پس از وفات دکتر جواد هیئت ، در دنیای مجازی و بعضی از مطبوعات محلی نوشته هایی دائر بر خدمات ایشان بر عالم پزشکی و ترکولوژی نوشته و درج گردید که شکرانه آن هنوز هم باقی است . این ادیب اریب بیش از  پنجاه سال در عالم مطبوعات زحمت کشید و از خود آثار متنوع و رنگارنکی به یادگار گذاشت که اکثریت قریب به اتفاق آنها در زمینه ادبیات و تاریخ می باشند . اگر چه ایشان ابتدا از نویسندگی در ساحت پزشکی  وارد جرگه ترکولوژی گردیده بودند ، اما زهی این افتخار ایشان راست که با مطالعه و کنکاش در این عرصه فراخ توانست گوی سبقت از خیلی ها بگیرد .
  • شاید احدی  نتوان یافت که با زبان و ادبیات فاخر ترکی سرو کار داشته باشد و نام بزرگ مرد پرکار دکتر جواد هیئت را نشنود . ایشان از جمله افرادی ذوفنون بودند که در دو جبهه ی متفاوت به نائلیت های چشمگیری دست یافتند . حرفه پزشکی اولین تخصص ایشان و ترکولوژی دیگر تخصص وی بود که  جنبه دومی بر اولی پیشی گرفت و به نوعی شغل مقدس پزشکی در سالهای اخیر تقریباً در حاشیه ماند . شادروان دکتر جواد هیئت گه گاهی در مقام شاعری دست به قلم می برد و ابیاتی را سر هم می بافت . البته همه ما ایشان را یک سیاستمدار ، پزشک ، ادبیات شناس ، تورکولوژ و روزنامه نگار می شناختیمش و هیچ گاه نه خود مدعی شاعر شدن بود و نه قاطبه ی اهل قلم وی را شاعر می شناختند اما اندک اشعاری از این پزشک عالیقدر باقی مانده که در نوع خود ارزشمند می باشند. پدر این بزرگ مرد عرصه های تلاش مرحوم میرزا علی هیئت بود که ابتدا معمم بود و در مشروطه نقشی را بازی کرد اما در دوره شهید شیخ محمد خیابانی با هم اختلاف پیدا کردند و تقریباً رو در روی هم ایستادند . هنوز هم تاریخ معاصر ایران از میرزا علی هیئت حکایت هایی در سینه دارد . شاید پرداختن به زوایای زندگی ایشان در حوصله این اندک نباشد اما دلم می خواهد که سطوری هر چند اندک از نوشته آقای اصغر فردی را زینت بخش این اندک نمایم .

نظرات (1) | بيننده: 311

ادامه نوشتار
 
عرض تسلیت
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان آذربایجان   
29 مرداد 1393 ساعت 16:25
  • بیر ساپا دوزولوب هامی بیر اوجدان
  • او ساپدان اوزولور هامی بیر اوجدان
  • در گذشت عالم بزرگ ، طبیبی حاذق ، سیاستمدار کهنسال و ترکولوژ برجسته  استاد زنده یاد پروفسور جواد  هیئت را به تمامی دلسوخته گان فرهنگ پربار آذربایجان و نیز خانواده جلیله هیئت تسلیت می گوئیم و فقدان او را نه فرونشستن بام که ویران شدن شهر می دانیم ، ارتحال او  را نه پرپر شدن گل که تاراج شدن گلستان می فهمیم و  رفتن و فقدانش برایمان نه فرو مردن شمع که در هم شکستن چلچراغ می باشد . راهش پر رهرو باد .
  • اظهار هم دردی کنان :

نظرات (5) | بيننده: 255

ادامه نوشتار
 
سید حسن شریف زاده- عضو مرکز غیبی تبریز و رفیق هوارد باسکرویل
نوشته شده توسط پروفسور اوان سیگل   
28 مرداد 1393 ساعت 16:18
  • خانواده :
  • سید حسن شریف زاده در یک خانوادۀ روحانی  و مرفه در تبریز بدنیا آمد. پدرش سید محمد شریف العلماء،[1] و بر طبق نوشته ی دکتر مهدی ملک زاده، عمویش  معتمدالتجار بود.[2]  مشروطه طلبی میانه رو بود که در کنار سید حسن تقی زاده،میرزا اسماعیل نوبری، حاجی مهدی کوزه کنانی، و میرزا حسین واعظ  در تبریز فعالیت داشت و عکسی همراه انان بیادگار از وی باقی مانده که همگی در انتظار وصول تلگرام از محمد علی شاه راجع به آمدن روسها به تبریزمیباشند.[3] علی ثقة الاسلام، یک مشروطه طلب محافظه کار، در مورد وی مینویسد که او از بنیان گذران انجمن مشورت است ، نه طرفدار مقننه است، نه طرفدار استبداد، نه طرفدار شورشیان، بلکه طرفدار مشروطۀ محض است و حمایت از دار الشوری دارد...[4]
  • نصرة الله فتحی وی را یکی از دوستان صمیمی  ثقة الاسلام میشناسد.[5]
  • در راه وطن و ترقی :
  • در جوانی، شریفزاده از مسلک پدرش پشت روی برگردانده  و به مسلک وطن خواهی پیوست. انطور که  روزنامۀ انجمن در باره او مینویسد :
  • حمیت ملی، غیرت وطنی، فعالیت حب نوع، علویت افکار پاکیزگی اخلاق از ملکات مخصوصۀ این جوان سعادتمند بوده و مدت العمر با تمام هویت خویش در اصلاح نواقصات ملی می کوشید.
  • در مقابل غیرت فطری و جودت ذاتی او نا مساعدتی طرز معیشت مانع از ترقی وی نتوانست شد و برغم اصرار پدر که از علمای تبریز بود در مسلک عالی خویش ثبات قدم می ورزید.[6]
  • کسروی مینویسد که شریف زاده از جمله کسانی بود که : 
  • معنی کشور و زندگانی توده ای را می فهمیدند و از چگونگی کشورهای اروپا و آرزوی کوششی را برای برداشتن خود کامگی می کردند...[7]

  • [1]
                            [1] http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87
  •           [2]
                            [2]
  •          [3]
                            [3] احمد کسروی، تاریخ مشروطۀ ایران، ص 889.
  •           [4]
                            [4] نامه های تبریز از ثقة الاسلام به مستشار الدوله (به کوشش ایرج افشار)، ص 322.
  •           [5]
                            [5] نصرة الله فتحی، زندگینامۀ شهید نیکنام ثقة الاسلام تبریزی، ص. 31.
  •           [6]
                            [6] انجمن، سال 3 شمارۀ 3
  •           [7]
                    [7]احمد کسروی، تاریخ مشروطۀ ایران، ص 149.
  •          

ارسال نظر | بيننده: 96

ادامه نوشتار
 
در سوگ پیر بُرنا دل مانا
نوشته شده توسط قاسم ترکان   
27 مرداد 1393 ساعت 18:25

یاد دکتر جواد هیئت

دیده بر جهان گشودن در تبریز و بعد از 9 دهه زندگی پر فراز و نشیب، رخ در نقاب خاک تیره کشیدن و به ابدیت پیوستن در باکو! این فاصله زمانی و مکانی، آغاز و سرانجام حیات پیر ما در این دنیای فانی بود.
نامش با مسمّی بود، صاحب جود و کرم، از این رو عمری عزّت بخش زبان و تبار خود بود و شهرتش با مسمّی تر، چون خود به تنهایی فراتر از هیئت ها بود، از سر تواضع، خویشتن را "هیئت" می خواند.
حیات پر بارش رشک انگیز بود و گاهی حقد انگیز اغیار، اما خبر سیاه کوچ اش که در اقصی نقاط عالم پیچید، پژواک این خبر، خود خبرساز شد.
در میان خبرها، یکی از آژانس های خبری مدعی بود که؛" دکتر هیئت جراح و تورکولوژیست تبریزی که در سال های گذشته و به خصوص پس از اقامت در باکو به چهره ای بدل شده بود، ..."

سخت است و سخت تر آنکه،  خبر سوگ بزرگمردان را فرودستان بنویسند، کجا ارج و قرب بزرگان را خُردها دانند. "بخصوص پس از اقامت در باکو به چهره ای بدل شده بود." این خرد کان از تاریخ جراید معاصر و از شرح حال مفاخرمان چه می دانند که داعیه ها دارند و به انتشار اخبار می پردازند، آن هم چنین خبری! کاش دل و دماغی داشتم و خبر را تعریف می کردم، همچنین خبرنگار را.

ارسال نظر | بيننده: 79

ادامه نوشتار
 
قدمت ورزش های رزمی در آذربایجان
نوشته شده توسط اصغر رشتبری   
26 مرداد 1393 ساعت 19:24

مقدمه: در دوران باستانی و در میان کشورهای مشرق زمین، آذربایجان مهم ترین منطقه ای بوده که در نظام تعلیم و تربیت خود، بیشترین اولویت را به ورزش و تربیت بدنی داده بود، در حالی که چینیان به امر ورزش و تربیت بدنی توجه چندانی نداشتند و هندی ها نیز پرورش تن و فعالیت های بدنی را گاه حتی ننگ هم می دانستند، ترک های آذربایجان به اهمیت و ارزش توانایی و سلامت بدن به عنوان وسیله بسیار مهمی برای فراهم آوردن ارتش سلحشور و پیروزمند پی برده و ورزش های مختلفی هم چون ورزش های رزمی را به اشکال گوناگون به طور مرتب تمرین می کردند.

در هزاره اول قبل از میلاد، ساکنان مناطق شمال غربی ایران، که از اقوام التصاقی زبان(اورال آلتاییک) ایشکوز (ایچ غوز=ساکا)، ماننا، اورارتو، گوتی، لولوبئی، هوری، تورکی(تورک)، کاسی،... تشکیل شده بودند، از دستاوردهای تمدنی درخشانی برخوردار بوده و آثار شکوهمند و بی نظیر بسیاری از خود به یادگار گذاشته اند که یکی از نمونه های بارز آن جام زرین حسنلو می باشد که قدمتی بیش از سه هزار ساله دارد. این جام تحت نظر دکتر رابرت هنری دایسونRobert H.Dyson آمریکایی(رئیس هیئت کاوشگر مشترک ایرانی و آمریکایی و استاد دانشگاه های پنسیلوانیا و هاروارد) در سال1958 میلادی در دهکده حاجی آباد منطقه سولدوز در استان آذربایجان غربی از تپه باستانی حسنلو کشف گردید که روی آن رشته های مختلف ورزشی همچون ورزش های رزمی، کشتی، ارابه رانی، تیروکمان و ... حکاکی شده بود.(تصویر شماره یک).

نظرات (1) | بيننده: 84

ادامه نوشتار
 
خاطراتم با دکتر جواد هیئت
نوشته شده توسط اصغر فردی   
26 مرداد 1393 ساعت 17:42
روزي از ايام سال 1387 از باكو زنگ زد و اظهار لطف و محبت و بيان دلتنگي كرد و من آرزومندي ديدار قريب. در ايام تعطيلات عيد نوروز سال 1388 بار ديگر كريمانه و بزرگوارانه از سر نوازش تماسي گرفت و ابراز اشتياق ملاقات كرد. گفت به‌شدت پير و خسته‌دل و ناتوان شدم و از‌اين رو هر آن ممكن است كه «ناگهان بانگي برآيد خواجه مرد». اين گفتگوي كوتاه را چنان فضائي احساساتي فرا گرفت كه هر دو گريان و دادخواه قرار بر ديدار گذاشتيم، اما او همان دم را نيز مغتنم شمرد و وصيتي كرد كه شايد تا «ديدار شد ميسر و بوس و كنار هم» مجالي نماند. او پس از تمجيد و تحسيني از من بنده و با ياداوري اهتمامم نسبت به تكريم پيرمان حضرت شهريار در تمهيد محل دفن و مراتب سائرة تجليل، خواست كه با او نيز همان كنم، اعني در كنار يار چل‌ساله‌اش به خاك دهم. چون ثقل سامعه‌اش مانع از شنودن بود، مابقي قول و قرار را به ديدار عن‌قريب حوالت كرديم. چند روزي بعد از آن مكالمت «در دست گرفته مچ دست پسرم را» به مهربان‌سراي او رفتيم و غم دل به يكدگر گفتيم. او از مردان كهن روزگار و ادوار شيرين پار و از واپسين شمارهائي بود كه گوئي دلش هواي رفتن بر سرش زده و امتيال وصال هوائي‌اش كرده بود.                                
از ساعتي پسانيمروز تا سر شب نقل يادها رفت و هنگام وداع قرار چنان شد كه او وصيت‌نامه‌اي نويسد و به من دهد. در ارديبهشت‌ماه به بنده‌منزل نزول اجلال فرمود و به جز ورقة وصيتنامة مخطوط به خط نيكوي خود، جوفاً دو برگ ديگري نيز به من سپرد. او مي‌گفت كه بعد از مرگم ممكن است كه دربارة افكار و آراء من تشتتي پديد آيد و هر كسي از ظن خود يارم شود، پس براي اعراض از اين گمان منشور مختصر افكار خود را ذيل عنوان «خلاصة عقائد من» در اين دو برگ نوشته‌ام كه در امان تو بماند و روز مرگ من علن كني. او تا پيرانه‌سري شيفته و فريفتة والد ماجدش زنده‌ياد ميرزا علي آقا هيئت بود و با ياد او طفلانه مي‌گريست. مي‌گفت تا بود، از مهابتش جرأت بوسه‌دادن بر دستانش هم ميسر نمي‌شد و آنگاه كه شمع جانش فرو مرد، همه را از اتاق مقام تن بي‌جانش بدر كردم و ساعتي دست درآغوشش شدم تا باري تن سردش را توفيق درآغوش جان كشيدن رفيق شود.

ارسال نظر | بيننده: 117

ادامه نوشتار
 
پیام دکتر رضا براهنی به مناسبت درگذشت دکتر جواد هیئت
نوشته شده توسط دکتر رضا براهنی   
25 مرداد 1393 ساعت 22:19

دکتر جواد هیأت[هیئت]، انسان وارسته، طبیبی بود حاذق، که وجدان زبانشناختی قومی اش و عشقش به سرزمین بومی اش آذربایجان، به ویژه شهر زادگاهش تبریز و مردمان آن زبانزد خاص و عام است. او از همان آغاز وظیفه ای را بر دوش گرفت که انگار بدان مثل فریضه ای بنیادی و آسمانی می نگریست و هرگز لحظه ای از نثار وقت و از بذل و بخشش مادی و معنوی در راه آن غافل نشد. خطۀ آذربایجان در ایران برای او فقط یک زادگاه نبود، بل که او از همان آغاز عزم جزم کرده بود که هرگز لحظه ای از سرنوشت زبان و فرهنگ بومی خود یعنی آذربایجان غافل نماند.

و در این ایثار شورانگیز چندان پیش رفت که انگار فرمانی غیبی او را مأمور کرده بود که مأموریت دارد خواه یک تنه و خواه با جمع کردن متفکران و نویسندگان آذربایجان ایران و با بستن پل ارتباط فرهنگی با جمهوری آذربایجان ـ زبان مادری خود را تا آن جا که امکاناتش و زندگانی اش اجازه می دهد با جلب و جذبِ روشنفکران و نویسندگان آذربایجانی دیگر احیا و ترویج کند و برای به کارگیری آن از ابتدایی ترین تا والاترین سطح آن، هم از همت خود مایه بگذارد و هم بقیۀ نویسندگان، شعرا و فضلای آذربایجان را به یاری بطلبد تا زبان و فرهنگ مظلوم ماندۀ آذربایجان جان تازه بگیرد، احیا شود و مردم آذربایجان وقوف یابند که زبان مادری بخشی از هویت و شناسنامۀ هر فردی ست که بر آن زاده می شود.

ارسال نظر | بيننده: 96

ادامه نوشتار
 
آذربایجانین xx، عصرده دورومو، وارلیق مکتبی و دکتر جواد هئیت
نوشته شده توسط دكتر توحيد ملك زاده دیلمقانی   
24 مرداد 1393 ساعت 08:19
  • گیریش.
  • Ι. دونیا ساواشیندان سونرا بیر چوخ ملتین طالعی مثبت یا خود منفی اولاراق ده يیشتی. قاجار دؤورو ایران دا بو ده يیشمه ده ن استثنا قالمادی و یواش یاواش تورک سیستم لی قاجار ايراني يئني دون گئيميش ایرانا چوندو. داها دوغروسو یئنی سیستم لی پهلوي دورو ایران و خصوصيله آرياييسم ایله یؤنه تیلن ایران 1925 ده ن اعتبارا رسمی اولاراق باشلادی.
  • آذربایجان پهلويلرين ايلك شاهي رضا شاهدان اؤنجه ، ممالك محروسه ايرانين رهبری ساییلسایدی  رضا شاهدان سونرا بو ایش تام ترسینه اولدو.. کولتوره ل تضییق لر، اقتصادی یئترسیزلیک لر و ملتی اؤز اؤزلوگونده ن چیخارماق سیاستی پهلوی رژیمینده، آذربایجاندا گئدیلن چوق نورمال و بسیط ایشلرده ن ساییلیردی. اما بو تضییق لر هئچ بیری جواب سیز قالمادی. مختلف یوللارلا بو باسقی سیستمه جواب وئره ن خالقیمیز و ضییالی لاریمیز آذربایجان تورکونون گؤبه لک کیمی بیر ده ن یئرده ن چیخمادیغنی تصدیق ائتدی. 1979دان اعتبارا یایینلانان وارلیق درگی سی علمی جواب لاردان بیری سیدي.
  • 33 ایل ده ن آرتیق بیر ترس سیستم ده یاشامایا دوام ائده ن و حتی یوللاری هامارلاییب بیر چوخ آراشدیرماجی و یازارا مساعد فضا و سیستم یاراتماغا "وارلیق مکتبی" آدی وئرمک هئچ ده سهو ساييلماز.

ارسال نظر | بيننده: 102

ادامه نوشتار
 
شیخ عزالدین حسن اوغلونون یاشایشینا بیر باخیش
نوشته شده توسط مهندس محمد رضا کریمی   
24 مرداد 1393 ساعت 08:14

شیخ عزالدین حسن اوغلو آذربایجان کلاسیک ادبیاتی نین کؤکونو قورانلاردان ساییلیر. نظامی گنجوی ایله چاغداش اولان حسن اوغلونون بوتون دیوانی اله گلمه میش، آنجاق بیر آز غزللریله ده دونیا سویه­سینده شهرت قازانمیشدیر. بوگون حسن اوغلو حاققیندا او قده­ر آراشدیرمالار الده واردیر کی اونون هر بیر غزلی حاققیندا نئچه – نئچه مقاله لر یایلیب و شاعیرین بوتون حیاتی و اثرلری اینجه­له­نیبدیر. اونون الیمیزده بارماقلار ساییندا غزللری وارسا دا، شهرتی دونیانی بورویوب، غزللری دیللر دستانی اولموشدور. بو غزللرین هر بیری نئچه نئچه شاعیرلر اوچون الهام قایناغی اولموشدور.

   حسن اوغلو 553 هجریده دونیایا گلمیش و 105 عمر سوردوکدن سونرا 658 ایلینده دونیاسینی ده ییشمیشدیر. معلومدور حسن اوغلو دونیایا گؤز آچاندا، نظامی و خاقانی کیمی نهنگ شاعیرلر یئتگین شاعیرلر اولاراق، سارایلار اونلارا گووه­نیردیلر و بونلارین اثرلری سارایلاردا بیر خزینه کیمی ساخلانیلیردی. همین زامانلاردا خواجه علی خوارزمی، آذربایجان و تورک دونیاسی نین باشقا شاعیری خراساندان باش قالدیریب، نظامی نین اسکندر نامه(597ه) سیندن تکجه 12 ایل سونرا اؤز اثری اولان قصه یوسف(609ه) ی یازمیشدیر. بئله لیکله آذربایجان تورک ادبیاتی بو زامان اؤز وارلیغینی ثبوت ائتمیش و خالق ایچینده بگه­نیلمیشدیر. بئله اولدوقدا بلکی ده نظامی، خاقانی حسن اوغلو و خواجه علی خوارزمینی دوشونورلرمیش؟!

ارسال نظر | بيننده: 251

ادامه نوشتار
 
<< << < < 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 > > >> >>

صفحه 1 - 12 از 1138
   

تصاویر

آمار سایت

 

 

معرفی کتاب

 
 
 
 
 
 
 
 
 
AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS
 
   
 
AZCMS AZCMS AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS
   
AZCMS AZCMS AZCMS